الف بخش معنا و مفهوم ( 4 نمره )

* اشعار و عبارت های زیر را به زبان ساده و روان معنا نمایید.

1- نام نیکو گر بماند ز آدمی / به کزو ماند سرای زر نگار 5/0 نمره

ج : اگر از انسان نام نیکو بماند بهتر از آن است که به دنبال ثروت دنیایی باشد.

2- سر پادشاهان گردن فراز / به در گاه تو بر زمین نیاز 1 نمره

ج : پادشاهان متکبّر و خود خواه همیشه به در گاه نیازمند هستند.

3- چو ایران نباشد تن من مباد / بدین بوم و بر ، زنده یک تن مباد 1 نمره

ج : اگر ایران نباشد ، بهتر است که من هم نباشم واگر این سر زمین نباشد ، بهتر از است که هیچ کسی زنده نماند.

4- نصیحت گوش کن جانا، که از جان دوست تر دارند / جوانان سعادتمند پند پیر دانا را 1 نمره

ج: ای عزیز! پند پذیر باش.زیرا جوانان سعادتمند نصیحت انسان های پیر و با تجربه را دوست دارند.

5-به ذکر خود بلند آوازه ام کن / رفیق لطف بی اندازه ام کن 1 نمره

ج : خدایا ، با یادت مرا به بالاترین مرتبه برسان و مرا با لطف بی اندازه و فراوانت آشنا کن.

ب بخش درک مطلب ( 3 نمره )

1- در بیت " به چشم مرحمت سویم نظر کن / شفیع آخرت ، خیر البشر کن.

منظور شاعر از ( خیر البشر ) کیست ؟ ج : حضرت رسول اکرم ( ص ) 25/0 نمره

2- با توجه به عبارت " ماه روشنی اش را در سراسر آسمان می پراکند و لکّه های سیاهش را برای خود نگه می دارد. "

این عبارت به چه چیزی اشاره دارد ؟ ج : به تواضع و ایثار گری توجّه دارد. 5/0 نمره

3- با توجّه به اشعار زیر ، به پرسش های آن پاسخ گویید. 75/. نمره

در آغوش پدرش چونان پرنده ای بیماک آشیان دارد،

از بیم دوزخ آسمان، آه ، ای پدر، پنهانم کن؛ پنهان

بال های من در برابر این توفان ناتوان است ، ناتوان

در برابر این تیرگی و آن ها در بالا در پروازند.

الف- منظور شاعر از ( دوزخ آسمان) چیست ؟ هواپیما های بمب افکن رژیم اسرائیلی

ب - منظور شاعر از « تیرگی» چیست ؟ ظلم و ستم فراوان

ج این ابیات در وصف دلاوری چه کسی است ؟ محمّد الدّوره

4- کدام گزینه از نظر درون مایه ( = موضوع ) با سه گزینه ی دیگر ار تباط معنایی ندارد ؟ 5/0 نمره

الف - بر کام دل به گردش ایّام دل مبند / کاین چرخ کج مدار نه بر آرزو رود ( )

ب جز افسون و افسانه نبود جهان / که بستند چشم خشایار ها ( )

ج فریب جهان را مخور زینهار / که در پای این گل بود خار ها ( )

د می باش به عمر خود سحر خیز / وز خواب سحر گهان بپرهیز ( * )

5- جمله ی " به حسابتان برسید، قبل از آن که خدا یه حسابتان برسد ! " با کدام یک از گزینه های زیر تناسب معنایی دارد ؟ 5/0نمره

الف- با چشم ادب نگر پدر را / از گفته ی او مپیچ سر را ( )

ب- زنهار ، تا توانی اهل نظر میازار / دنیا وفا ندارد ای نور هر دو دیده ( )

ج- هر شب که روی به جامه ی خواب / کن نیک تامّل اندر این باب ( * )

د- زنهار ، مگو سخن به جز راست / هر چند تو را در آن ضررهاست ( )

6- در بیت « به هر یک زین مقاصد چون نهی گوش / مکن از مقصد اصلی فراموش»؟ 5/0 نمره

منظور شاعر از مقصد اصلی چیست ؟ خداشناسی و رسیدن به محبوب

پ بخش دانش های ادبی (5/3 نمره )

1- در عبارت زیر یک تشبیه بلیغ اسنادی و یک استعاره مصرّحه ، یک تشبیه بلیغ اضاقی ویک کنایه معلوم سازید ؟

« شکسپیر » می گوید : روز گار دریایی است که کشتی زندگانی ما بر روی آن به سوی ساحل مقصود می رود. این دریای بزرگ ، همیشه در جزر و مد است.

روز گار دریایی است . ( تشبیه بلیغ اسنادی ) این دریای بزرگ ( استعاره از روزگار ) ساحل مقصود ( تشبیه بلیغ اضافی همیشه در جزر و مد است. ( کنایه از فراز و نشیب زندگی )

2- برای هر یک از عبارت های زیر دو آرایه ی ادبی معلوم سازید ( نوشتن آرایه ی اضافی نمره ی منفي دارد ) 1 نمره

الف - سرو چمان من چرا میل چمن نمی کند / همدم گل نمی شود یاد سمن نمی کند

ج: چمان و چمن ( جناس ناقص افزایشی ) گل ، سمن چمن ( تناسب) واج آرایی ( چ ، ن )

ب - خزید و خز آرید که هنگام خزان است / باد خنک از جانب خوارزم وزان است.

واج آرایی (ز ، خ ) وزان و خزان ( جناس ناقص اختلافی )

3- نوعی از ادبیّات است که در آن از شکیبایی ، مقاومت ، ایثار و شهادت سخن گفته می شود ؟ 25/0

ج : ادبیّات پایداری یا (ادبیّات حماسی )

4- آثار زیر از چه کسانی است ؟ 1 نمره

هفت اورنگ : جامی پریشان : قا آنی شیرازی

تفسیر صافی : فیض کاشانی خلد برین : وحشی بافقی

5- وجه مشترک غزل با قصیده در چیست ؟ 25/0 نمره

از نظر جایگاه قافیه

بخش لغات و اصطلاحات ( 2 نمره )

* لغات و اصطلاحات زیر را معنی کنید.

1- کنام : آشیانه ، لانه 2- کاریز : قنات 3- ثنا : دعا و ستایش 4- اهتزاز : جنبش

5- در مورد هوش و ذکاوت امیر داستان های بسیار بر سر زبان هاست. ( رایج است )

6- تامّل : اندیشیدن 7- حی : زنده 8- ثواب : پاداش ، اجر

بخش دستور زبان فارسی ( 5/6 نمره )

1- نقش دستوری واژه هایی که زیر آن خط کشیده شده است ، بنویسید. 1 نمره

آمد آن شکر گزاریش به گوش / گفت ای پیر خرف گشته خموش

( متمّم) ( منادا )

آن روز به علم تو چه افزود / وز کرده ی خود چه برده ا ی سود

( نهاد ) ( مفعول )

2- نوع واژه های زیر را بنویسید. ( هفت قسم کلمات فارسی ) 1 نمره

1- شکر گویم که مرا خوار نساخت / به خسی چون تو گرفتار نساخت

( اسم ) ( صفت مفعولی )

2- جنید باز به دنبال او رفت تا به او رسید. بهلول گفت : " تو از من چه می خواهی ؟ "

( قید تکرار ) ( ضمیر پرسشی )

3- از مصدر ( دادن ) موارد خواسته شده را بنویسید. 1 نمره

صفت فاعلی: دهنده مضارع مستمر سوم شخص جمع : دارند می دهند صفت لیاقت : دادنی اسم مصدر : دهش ( به معنی : بخشش ، نیکویی )

4- ساختار کدام گزینه با سه گزینه ی دیگر فرق دارد؟ 5/0 نمره

1- دادو ستد ( * ) 2- جنب و جوش ( ) 3- گیر و دار ( ) 4- سوز و گداز ( )

5- واژه ی ( کتابخانه) را در دو جمله قرار دهید که یک بار قید و در جمله ی دیگر اسم باشد ؟ 5/0 نمره

من کتابخانه را دوست دارم. ( اسم ) او کتابخانه درس می خواند. ( قید مکان )

6- ساختار هر یک از واژه های زیر را بنویسید. 1 نمره

شکر گزار : مرکّب بخشندگی : مشتق دانایان : مشتق اخترا عات : ساده

7- با توجّه به عبارت زیر به پرسش های زیر پاسخ گویید.

سردار گفت : « آفرین بر قلم سحر آمیزت ! من درد را فراموش کردم. نقّاشی تو طبیب زخم های ماست. »

1- عبارت چند جمله دارد ؟ 5/. نمره چهار جمله

2- در مصراع دوم فعل (گفت) گذرا است یا نا گذر ؟ گذرا به مفعول و متمّم 25 /0 نمره

3- ضمیر ( ت ) در سحر آمیزت چه نقشی دارد ؟ مضاف الیه ( اضافی ) 5/0 نمره

4- ساختار ( سر دار ) را بنویسید ؟ مرکّب 25/0 نمره

بخش حفظ شعر ( 1 نمره )

در جای خالی واژه های مناسب قرار دهید.

سپس رو کنم سر خوش از ............ / به ایران و گویم بدین .................

شهد عشق مهد عشق

ما همان چشمه های کم آبیم /...........................................

زندگی جمع دوستانه ی ماست

+ نوشته شده توسط غلام رضا نخعي در جمعه دوم دی 1390 و ساعت 18:4 |

*ایرج میرزا : از نوادگان فتحعلی شاه قاجار ،شعر او ساده و روان و مشتمل بر کلمات و تعبیرات عامیانه است و مسایل اجتماعی را به زبان ساده و شوخی های نیش دار بیان می کند.

*حبله رودی : از نویسندگان بزرگ قرن یازدهم هجری است و اثر معروف او " جامع التمثیل" است.

* نور الدّین عبد الرّحمن جامی : شاعر و نویسنده ی معروف ایرانی در قرن نهم هجری است. آثار وی عبارتند از : 1- هفت اورنگ ( شامل هفت مثنوی است . ) 2- بهارستان ( به شیوه ی گلستان سعدی نوشته شده است. )

* سعید بیابانکی : از شاعران معاصر است. وی در خمینی شهر اصفهان به دنیا آمد. ( 1345 ) بیش تر در قالب غزل شعر می سرود. نخستین مجموعه ی شعری وی « رد پایی بر ف » نام دارد.

* ابوالقاسم قشیری : از عارفان قرن پنجم است. اثر ارزنده ی وی « رساله ی قشیریّه » نام دارد. موضوع این کتاب معرّفی برخی از بزرگان عارف و شرح اصطلاحات عرفانی است.

* ادیب الممالک فراهانی : شاعر و روزنامه نگار عصر مشروطه بود. وی پس از مهارت و شهرت در شاعری « مظفر الدّین شاه به او لقب « ادیب المملک » دادند.

* منوچهری دامغانی : از شاعران قصیده پرداز قرن پنجم است. منوچهری استاد توصیف طبیعت بود.

* حسن حبیبی : از نویسندگان معاصراست. دارای تحصیلات دانشگاهی و حوزه وی است. وی مدّتی ریاست فرهنگستان زبان و ادبیّات فارسی را بر عهده داشت.

* رابیندرانات تاگور : شاعر و عارف پر آوازه ی هندی که اشعار وی سرشار از مفاهیم عرفانی و حسّ مهین پرستی است.. تاگور جایزه ی ادبی نوبل را دریافت کرد.

* محمود درویش : از بزرگ ترین شاعران معاصر عرب است که شعر او با انقلاب ، مبارزه و پایداری پیوند ی آشکار دارد. عشق به سر زمین فلسطین و استقلال آن درون مایه های اصلی شعر درویش است.

* نزار قَبّانی : از بزرگ ترین شاعران و نویسندگان عرب که در شهر دمشق سوریه به دنیا آمد. سروده های وی سر شار از عشق و عاطفه به انسانیّت است.

* لرد آویبوری : نویسنده ی معروف انگلیسی که در توصیف طبیعت و احساسات انسانی بسیار چیره دست بود. اثر معروف وی « در جست و جو ی خوش بختی » نام دارد.

* وحشی بافقی : شاعر معروف عصر صفوی آثار وی عبارتند از : مثنوی های «فرها دو شیرین » « ناظر و منظور » « خُلد برین »

نکته های کوتاهِ تاریخ ادبیّات

1- هفده داستانِ کوتاه کوتاه : از نویسندگان ناشناس جهان

2- منشآت : قائم مقام فراهانی

3- گلستان و بوستان : سعدی شیرازی

4- سفر نامه ی شاردَن : اثر ژان شاردن نویسنده و جهانگرد فرانسوی

5- درآمدی بر ادبیّات داستانی پس از انقلاب اسلامی : اثر فریدون شِلدره ای( سیر ِ تاریخی ادبیّات داستانی )

6- جامع التّواریخ : خواجه رشیدالدّین فضل اللّه

7- ترجیع بند عرفانی : هاتف اصفهانی ( افشاریه و زندیه می زیست )

8- حسنعلی وزیری : از بینیان گذران دانشکده ی هنر های زیبا

9- هفت پیکر ، لیلی و مجنون ، هفت پیکر ، خسر و و شیرین ، مخزن الاسراراز آثار ارزنده ی نظامی هستند.

10-داستان و راستان ، تماشاگه راز ، مسئله ی حجاب ،خدمات متقابل اسلام و ایران ، پیرامون انقلاب اسلامی : استاد مطهّری

11-تاریخ اردلان : مستوره ی کردستانی

12- تابلوی فالگیر بغدادی ، میدان کربلا آثار کمال الملک

13- « پریشان » اثر قا آنی شیرازی است. این کتاب به شیوه ی گلستان سعدی نوشته شده است.

14- تفسیر صافی ، کتاب وافی ، شرح صحیفه ی سجّادیّه ، شوق المهدی و دیوان اشعار از آثار : فیض کاشانی

15- قانون و شفا : این سینا

16- کارنامه ی بلخ ، حدیقه الحقیقه : سنایی غزنوی

17- سرود درد و سرود سپیده از حمید سبزواری

18- به سوی ساحل ، پیام آور محبّت ، حسّ ششم ، آموزش کودکان نابینا ، داستان های کوتاه برای کودکان ، وجدان از آثار ارزنده ی « محمود حکیمی » است.

19- روز نامه ی نسیم شمال : اثر سیّد اشرف الدّین حسینی

20- زبور عجم ، اسرار خودی و رموز بی خودی ، پیام مشرق ، ارمغان حجاز ، جاوید نامه از آثار ارزنده ی اقبا لاهوری

21- روزنامه ی عُروه الوثقی : اثر سیّد جمال الدّین اسد آبادی

+ نوشته شده توسط غلام رضا نخعي در جمعه دوم دی 1390 و ساعت 18:3 |

1 - نقش دستوری واژه های را که زیر آن خط کشیده شده، معلوم سازید. ( نهاد ، مفعول ، مسند ، متمّم ،مضاف الیه و ... )

1 گر رسد دشمنی برای وطن / جان و دل ، رایگان بیفشانیم.

2- گهر بی هنر ، زار و خوار است و سست / به فرهنگ باشد روان، تندرست.

3- سیه بخت کسی است که هیچ هنر ندارد و سیه روزتر از او هنر مندی است که هنر های خود را به کار نمی بندد.

4- چشم دل باز کن که جان بینی / آن چه نادیدنی است، آن بینی

5- الهی ، جانب من کن نگاهی / مرا بنما به سوی خویش راهی

6- نصیحت گوش کن جانا که از جان دوست تر دارند / جوانان سعادتمند پند پیر دانا را

2- نوع و زمان افعا ل زیر معلوم سازید.

1- ما اگر ضرب در هزار شویم / ماندگاریم ، جای ما دریاست 2- همی دانه و خوشه خروار شد.

3- زین گفته سعادت تو جویم / پس یاد بگیر هر چه گویم. 4- روزی که در آن نکرده ای کار

5- با ادب باش که سر مشق جوانان ادب است. 6- زهر هجری چشیده ام که مپرس

7- گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم.

3- نوع بن فعل و شناسه را در افعال زیر معلوم سازید.

داریم می نویسیم گفته بودند می رفتم خو اهند گفت زده باشند می پرید

کشته باشی پرسیدندی داشتید می زدید دوحته بودیم کاشته اند شنیدمی

4- نوع واژه های زیر را از نظر ساختار بنویسید.

بوستان، بنگاه ، دشوار ، خلبان ، دادسرا ، دانشسرا ، کارخانه ها ، زرنگ ترین ، دهن بینی ، لبالب ، دو چرخه ، لبه ،تیشه دردمند ، دلاور ، تنگ نظر ، خویشتن شناسی ، وزش ، گلوَش ، اسفندیار ، تهمینه ، کاروان ، دشمن ، نالان ، هم خون ، پرده- گلاب پاش ، خوردن ، نرم افزار ، جهش ، خوبی ، آباد شهر ، پیاله ، زمستان ، دستگاه ، تیر دان ، نمکدان ،کتاب ها- دخالت ، مقاومت ، قرا ئت ، پیش دانشگاهی ، خود خواهی ، درد مند ، سخن دان ،

5- نوع واژه های زیر را بنوسید.

قلمر ایران وسیع و گسترده دا من است که همواره انسان را به فکر فر و می برد.

2. نقّاشی رایج ترین زینت اتاق ها و تالار ها ست. پیکر سازی و سنگ تراشی به ندرت دیده می شود.

مبادا گذرِ شتابان عمر را به مسخره بگیرید. علم و دانش و دست آورد های جدید علمی ، پیوسته جهان و چگونگیِ زیست انسان را دگرگون می سازد. نصیحت گوش کن جانا ، که ازجان دوست تر دارند.

6- از مصدر ( سوختن ) مضارع اخباری ، مضارع مستمر ، فعل آینده ، ماضی نقلی و مضارع التزامی در سوم شخص جمع بناسازید.

7- از مصدر ( دوختن ) صفت فاعلی ، صفت مفعولی ، بن مضارع و صفت لیاقت بنا سازید.

8- از واژه های زیر صفت نسبی بنا سازید

سفال کو دک بهار رنگ آهنگر زر تابستان مس طلا

9- نوع زیبایی سخن را معلوم سازید.

خیال روی کسی در سر است هر کس را / مرا خیال کسی کز خیال بیرون است.

موج ها خوابیده اند ؛ آرام و رام / طبل طوفان از نوا افتاده است.

چو بفروختی عمر از که خواهی خرید / متاع جوانی به بازار نیست

سوزد مرا ، سازد مرا ، در آتش اندازد مرا / وز من رها سازد مرا ، بیگانه از خویشم کند

بوی دهن تو از چمن می شنوم / رنگ تو ز لاله و سمن می شنوم

جانم ملول گشت ز فرعون و ظلم او / آن نور روی موسی عمرانم آرزوست.

10- جمع مکسّر واژه های زیر را بنویسید.

ادب ، حزن ، تمثال ، لقب ، وصی ، اصل ، حرفه ، متاع ، حکیم ، حُکم ، طالب ، عاطفه ، سبیل ، معرِف ، فضیلت ، مکان

11- گذر و نا گذر بودن افعال زیر را بنویسید.

نشسته بود ، می خوانم ، می ترسد ، داشت می نوشت ، زده ام ، پرانده اند ، بگریم گشت ، کاشته باشم ، می خشکد

12- بن فعل و شناسه ی افعال زیر را مشخّص نمایید.

خواهیم رفت ، دارند می نویسند ، می گرفته اند ، بنویسند ، گرفتیم ، خوانده بودند ، داشت می رفت ،

13- نوع زیبایی سخن را در اشعار و عبارت های زیر معلوم سازید.

1 به صحرا شدم ، عشق باریده بود. 2- الهی! اگر بهشت چون چشم و چراغ است، بی دیدار تو درد و داغ است.

3- دیده ی سیر است مرا ، جان دلیر است مرا/ زَهره شیر است مرا، زُهره ی تابنده شدم

4- مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو / یادم از کِشته خویش آمد و هنگام درو

5- دست از مسِ وجود چو مردان ره بشوی / تا کیمیای عشق بیابیّ و زر شوی

6- ریاست به دست کسانی خداست / که از دستشان ، دست ها بر خداست.

7- آسمان تعطیل است، باد ها بیکارند ، ابر ها خشک و خسیس ، هق هق گریه ی خود را خوردند.

14- واژه ی ( سخت ) را در دو جمله قرار دهید که یک بار قید و در جمله ی دیگر مسند باشد.

15- واژه ی ( کودکانه )را در دو جمله قرار دهید که یک بار صفت و بار دیگر قید باشد.


+ نوشته شده توسط غلام رضا نخعي در جمعه دوم دی 1390 و ساعت 17:42 |

1- استاد مرتضی مطهّری : روحانی بزرگ و از شاگردان امام خمینی ( ره ) آثار : خدمات متقابل اسلام و ایران ، داستان و راستان ، تماشاگه راز توجّه: کتای تماشاگه راز تحلیلی در باره ی افکار و آثار حافظ است.


2- ویکتور هوگو : از مشهور ترین شاعران قرن نوزده ی میلادی است. وی مردی آزادی بخش و طرفدار جدّی اصلاحات اجتماعی به نفع طبقات محروم و زحمت کش بود. آثار : مردی که می خندد ، بینوایان ، پیر مرد و دریا ، گوزپشت نتردام


3- سلمان هراتی : از شاعران عصر انقلاب اسلامی. سلمان با شعر ارزشی انقلاب، پیوندی ناگسستنی داشت. صمیمیّت ، سادگی و بی پیرایگی در اشعارش موج می زند. آثار : از آسمان سبز ، از این ستاره تا آن ستاره

دری به خانه ی خورشید.


4- نظامی عروضی : نویسنده و شاعر قرن ششم هجری قمری است. اثر معروف وی کتاب « مجمع النّوادر » یا « چهار مقاله» است. وی در این کتاب در باره ی دبیران ، شاعران ، منجّمان و طبیبان نوشته است.


5- ناصر خسرو : از شاعران و نویسندگان قرن پنجم است. وی در علوم و فنون متداول عصر خود استاد بود. آثار : وجه دین ، خوان اِخوان ، زاد المسافرین ، جامع الحکمتین ، سفر نامه و دیوان اشعار


6- ابوالفضل رشید الدّین میبدی : در نیمه ی دوم قرن ششم می زیست. اثر معروف وی « کشف الاسرار » نام دارد. این کتاب در حقیقت شرح کتاب و سخنان خواجه عبد اللّه انصاری در تفسیر قرآن کریم است.


7- مولانا جلال الدّین محمّد بلخی : از شاعران و عارفان بزرگ ایران در قرن هفتم است. آثار : 1- مثنوی معنوی ( دارای 26000 بیت است. مولانا مثنوی را به خواهش حسام الدّین چلپی سروده است. ) 2- دیوان شمس ، دیوان کبیر، در قالب غزا سروده شده است.


8- محمّد تقی بهار : شاعر و نویسنده ی توانای قرن معاصر است. وی نخستین اشعار سیاسی و اجتماعی خود را در روز نامه ی « خراسان » به چاپ رسانید. آثار وی عبارتند از : 1- سبک شناسی 2- تاریخ احزاب سیاسی


9- خواجه عبد اللّه انصاری : معروف به پیر هرات است. عارف قرن پنجم آثار وی عبارتند از : 1- مناجات نامه

2- الهی نامه 3- زاد العارفین 4- صد میدان



10-خواجه نصیر توسی : از علمای بزرگ ریاضی، نجوم و حکمت در قرن هفتم است. وی موسّس « رصد خانه» در مراغه است. آثار وی عبارتند از : 1- اساس الاقتباس 2- اخلاق ناصری


11-عطّار نیشابوری : شاعر و عارف بزرگ ایرانی در قرن ششم و اوایل قرن هفتم است. آثار وی عبارتند از :

1- تذکره الاولیا ( نثر ) 2- منطق الطیر ( نظم )


12- ابوریحان بیرونی : ریاضی دان و فیلسوف ایرانی قرن پنجم است. آثار : 1- تحقیق ماللهند2- التّفهیم 3- آثار الباقیّه و عین القرون خالیّه


13- مهدی اخوان ثالث : از شاعران بزرگ ادبیّات معاصراست. نخستین مجموعه ی شعری وی « ارغنون » نام دارد.


14- اقبال لاهوری : از شاعران پارسی زبان پاکستانی است. وی در بیداری مردم شبه قارّه ی هند نقش بسزایی داشته است. آثار وی عبارتند از : زبور عجم ، آواز پر جبرئیل ، ارمغان حجاز ، اسرار خودی و رموز بی خودی ،جاوید نامه

چند اثر ادبی مهم

1- کودکی از جنس نارنجک : نویسنده ( محمّد گودرزی ) 2- شازده کوچولو : اثر آنتوان دو سنت اگزو پری

3 داستان هایی برای فکر کردن : اثر رابرت فیشر 4- هشت کتاب : اثر سهراب سپهری

5- فرج بعد از شدّت : اثر محسّن تنوخی 6- قانون و شفا : آثار ابو علی سینا

7-تاریخ بیهقی : اثر ( ابوالفضل بیهقی ) 8- اسفار اربعه : اثر ملّا صدرا 9- روضه ی خلد : اثر مجد خوافی

10-احصاء العلوم : اثر فارابی 11- امداد های غیبی در زندگی بشر : اثر شهید مرتضی مطهّری 12- سوانح العشّاق : اثر احمد غزّالی 13- کیمای سعادت ، نصیحه الملوک و احیاء علوم الدّین : آثار امام محمّد غزّالی 14- قابوس نامه : اثر عنصر المعالی کیکاووس بن اسکندر 15- الحاوی : اثر زکریّای رازی 16- سیاست نامه : اثر خواجه نظام الملک 17- روز ها : اثر محمّد علی اسلامی ندوشن


بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران / کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران

+ نوشته شده توسط غلام رضا نخعي در جمعه دوم دی 1390 و ساعت 17:41 |

1- زبان هنری چیست ؟ هرگاه بخواهیم منظور خود زیباتر و دا نشین تر بیان کنیم؛ از ادبیّات بهره می گیریم. به همین دلیل ادبیّات را زبان هنری یا زبان برتر می نامند. در زبان هنری از تشبیه ، تشخیص ، کنایه ، تلمیح ، مراعات نظیر ، امثال و حکم ، تضمین و ... استفاده می کنیم.

توجّه : از زبان هنری دو نوع سوال می آید. الف- تشخیص آرایه های ادبی در یک متن یا در یک عبارت ب- کاربرد آرایه ها در یک نوشته ی ادبی یا توصیفات ادبی


2- در نگارش انشا به چه مواردی باید توجّه کرد ؟ 1- استفاده از آرایه های ادبی ( تشبیه ، تشخیص ، تکرار حروف ( واج آرایی یا نغمه ی حروف )تلمیح ، جناس ، سجع و ... 2- دقّت در انتخاب نام و عنوانی زیبا و کوتاه و مناسب.


3- « مونولوگ » چیست ؟ با خود سخن گفتن یا به گفت و گوی های درونی مونولوگ گویند. اغلب نمایش ها، مناجات ها و مرثیه ها از این نوع هستند.

« دیالوگ » چیست ؟ گفت و گو با دیگران را دیا لوگ گویند. از مونولوگ و دیالوگ به ویژه در داستان ها ، نمایش نامه ها و فیلم نامه ها استفاده می کنند. در یک متن می توان از گفت و گو درونی ( منولوگ ) و گفت و گو با دیگری ( دیالوگ ) بهره برد.

توجّه : امکان دارد در نگارش فارسی طرّاح سوال دو تصویر به ما بدهند و از ما بخواهند بین آن دو گفت و گو ایجاد کنیم و احسا سات آنان را بیان کنیم.


4- بازگردانی چیست ؟ هرگاه بخواهیم یک بیت شعر یا یک نثر کهن را به زبان امروزی بنویسیم ، به آن باز گردانی گویند. باز گردانی ؛ یعنی امروزی کردن کلام گذشتگان. در باز گردانی نه چیزی از متن کم می کنیم نه چیزی اضافی به آن می افزاییم. در باز گردانی می توان بعضی از واژه های دشواز و دور از ذهن را معنی کرد.

توجّه : طراح سوال حتماً بیتی یا جمله ای از گذشته می دهد که آن را به زبان امروزی بنویسیم.


5- پس از نوشتن انشا برای اصلاح متن لازم است آن را یک بار با صدای بلند و یک بار به آرامی امّا دقیق بخوانیم.


6-مناسب ترین مسیر درست و علمی برای یافتن پاسخ پرسش ها چیست ؟ بهره گیری از پژوهش و تحقیق


7- نخستین گام در پژوهش چیست ؟ آن است که سوال یا مسئله ی خود را درست و روشن مطرح کنیم؛ یعنی بدانیم چه چیزی هستیم و سپس با دانستن و شناخت مسئله به جست و جو منایع مفید بپر دازیم.


8- منابع اطّلاعاتی برای پژوهش را به چند دسته تقسیم می کنند ؟

به دو دسته تقسم می کنند : 1- منایع مکتوب مانند منابع کتابخانه ای و منایع رایانه ای 2- منا بع غیر کتابخانه ای مانند پرسیدن از دیگران ، مشاهده ی فیلم های مستند و سینمایی و عکس

توجّه : برخی نیز منایع را به سه دسته ی شنیداری ، دیداری و رایانه ای تقسیم می کنند.


9- برای استفاده از هریک منابع پژوهشی چه باید کرد ؟ باید روش استفاده از آن را یاد گرفت. مثلاً برای استفاده از کتاب و کتاب خانه باید نحوه ی تقسیم بندی کتاب ها و شیوه ی استفاده از آنان را یاد بگیریم.


10-انشا را می توان به شیوه ی داستان نوشت. پس از اصلاح متن انشا ، مناسب است یک بار دیگر آن را باز نویسی کنیم، در این کار ممکن است چیزی را کم و زیاد کنیم.


11-مراحل مختلف پژوهش و تحقیق را نام ببرید ؟

1- طرح ریزی اوّلیّه 2 - نکات مهم در نوشتن 3- تنظیم و پاک نویس نوشته


12- طرح چیست ؟ به سئوال های پیشنهادی برای یک موضوع را طرح گویند. مثلاً اگر بخواهیم در باره ی هر یک شخصیّت های مذهبی ، علمی و ... مطلبی بنویسیم اوّل باید بپرسیم به کدام بخش از زندگی این بزرگان می خواهیم اشاره کنیم. چه خصوصیّات و ویژگی هایی را می خواهیم توصیف کنیم و ...


13- در طرح از چه منابع ای می توان بهره گرفت ؟1- منابع مکتوب ( منابع کتابخانه ای ، منابع رایانه ای ) 2- مصاحبه


14- در مرحله ی دوم تحقیق و پژوهش ( نوشتن ) به چه نکاتی باید توجّه کرد ؟ 1- یاد داشت برداری از منابع 2- شیوه ی نگارش 3- رعایت قواعد نشانه گذاری


15-بهره گیری از شبکه ی معنایی متناسب با موضوع انشا، بر زیبایی متن می افزاید. متن انشا می تواند گزارشی از شنیده ها ، دیده ها ، مطالعات یا حاصل گردش علمی و دقّت در طبیعت باشد.


16-نقد چیست ؟ بررسی میزان درستی یا نادرستی چیزی را نقد گویند.


17- منظور از جمله ی « نقد باید سنجیده و درست باشد» چیست ؟ یعنی اگررفتار کسی را نقد می کنیم، برای آن، دلیل قانع کننده داشته باشیم. اگر متن یا اثری را نقد می کنیم ، برای زیبایی یا نارسایی آن دلایل منطقی داشته باشیم.


18- آیا در نقد فقط عیب ها و کاستی ها مورد توجّه قرار می گیرد ؟ خیر ، کار نقد، یافتن قوّت ها و زیبایی ها هم هست.


19- هدف از نقد چیست ؟ بهبود و اصلاح رفتار ، گفتار و نوشتار است.


20- نقد ادبی چیست ؟ اگر یک اثر ادبی را بررسی ، نقد و تحلیل کنیم، به این عمل « نقد ادبی » گویند.


21- انسجام متن چیست ؟ به پیوستگی و یک پارچگی در یک متن « انسجام متن " گویند. نوشته ها و آثار بزرگ ، همیشه از این ویژگی ( وحدت و هماهنگی ) بر خور دارند. نکته ی مهمّ دیگر در متن های برجسته ، آغاز و پایان دل انگیز و زیباست.


22- یک متن جذّاب دارای چه ویژگی هایی است ؟ 1- آغاز نیکو 2- پیوستگی و انسجام محتوا 3- پایان بندی مناسب


23- برگه یا فیش چیست ؟ پژوهشگران برای مطالعه ی دقیق و نوشتن مقاله و کتاب ، حتماً نکته های مهمّ منابع را در برگه هایی یاد داشت می کنند. به این یاد داشت ها برگه یا فیش گویند.


23- برای یاد داشت برداری بر روی برگه ها به چه نکاتی باید توجّه کرد ؟

1- نام منبع را ذکر کنیم. اگر کتاب یا مجلّه یا مقاله است حتماً عنوان آن را بنویسیم. اگر کتاب چند جلد است، شماره ی جلد آن را بنویسیم.

2- نام نویسنده را ذکر کنیم.

3- شماره ی صفحات را یاد داشت کنیم.

4- خوب است به تاریخی که آن برگه را می نویسیم نیز اشاره کنیم.

نکته : پژوهشگران پس از نوشتن بر گه ها آن ها را تنظیم و دسته بندی می کنند و با استفاده از آن ها ، مقاله یا کتاب می نویسند.


24- متن انشا می تواند نقد رفتار، گفتار، نوشتار و آثار خود یا دیگران باشد.


25- انشای زیبا، آغاز و پایانی دارد و میان بخش های آن هماهنگی و انسجام دیده می شود.


+ نوشته شده توسط غلام رضا نخعي در جمعه دوم دی 1390 و ساعت 17:40 |

الف بخش معنی و مفهوم ( 5 نمره )

* اشعار و جملات زیر را به زبان ساده و روان معنی نمایید.

1- داننده ی آشکار و نهان است و راننده ی چرخ و زمان است. 75/0 نمره

2- بدان کوش تا زود دانا شوی / چو دانا شوی زود والا شوی 1 نمره

3- هرکس که در وفای تو سوگند بشکند ، پشت و دلش به زخم حوادث شکسته باد 1 نمره

4- این همه نقش و عجب بر در و دیوار وجود / هرکه فکرت نکند، نقش بود بر دیوار 75 /0 نمره

5- چشم باز کن تا عجایب بینی که مدهوش و متحیّر شوی. 5/0 نمره

6- که باری است فرصت، دگر بار نیست. 5/0نمره

7- انسان بر دین و آیین دوست و هم نشین خود است. 5/0 نمره

ب بخش دانش های ادبی ( 4 نمره )

1- کدام یک از قالب های شعری زیر برای منظومه های بلند داستانی مناسب است ؟ 5/0 نمره

1- غزل ( ) 2- شعر نو ( شعر نیمایی ) 3- مثنوی ( ) 4-قصیده ( )

2- نوع زیبایی سخن را در اشعار زیر مشخّص نمایید. ( آرایه های اضافی و تکراری نمره ی منفی دارد ؟ 1 نمره

گرچه من خود ز عدم دلخوش و خندان زادم / عشق آموخت مرا شکل دگر خندیدن ( 2 مورد )

آسمان تعطیل است، باد ها بیکارند، ابرها خشک و خسیس هق هق گریه ی خود را خوردند. ( 2 مورد )

3- هرگاه بخواهیم منظور نظر خود را زیباتر و دل نشین تر بیان کنیم؛ از............... بهره می گیریم. 5/0 نمره

4- آثا ر زیر از چه کسانی است ؟ 1 نمره

الابنیه عن حقایق الادویه آینه های ناگهان کیمیای سعادت تاریخ بیهقی

5- کدام یک از آثار زیر مثنوی اخلاقی است ؟ 5/0 نمره

الف - شاهنامه ( ) ب حدیقه الحقیقه ( ) ج - لیلی و مجنون ( ) د- بوستان ( )

6- نخستین مجموعه ی شعری سهراب چه نام دارد ؟ 5/0 نمره

پ بخش لغات و اصطلاحات ( 2 نمره )

* واژه ها و اصطلاحات زیر را معنی کنید. ارزش هر واژه 25/0 نمره

محنت : ملول : ملاطفت : مسخّر:

میغ: سریر : زنگار : نیکو خصال :

ت بخش درک مطلب ( 3 نمره )

1- منظور از سخن زیر چیست ؟ 5/0 نمره

« المرءُ عَلی دینِ خلیلهِ و قریِنه »


2- با توجّه به بیت « پرسش تشنگی را تو آبی، جوابی / ریگ های بیابان تو را می شناسند » 5/0 نمره

منظور شاعر از « ریگ های بیابان » چه کسانی هستند ؟

3- در عبارت « حقیقی مردان خدا، ققنوس وار از میان خاکستر نخل های نیم سوخته، خانه های ویران، اتومبیل های آتش گرفته و کشتی های به گِل نشسته سر بر آورد. ؟ 1 نمره

با توجّه به متن « ققنوس » نماد چیست ؟

4- با توجّه به بیت حافظ « قدر وقت ار نشناسد دل و کاری نکند / بس خجالت که از این حاصل ایّام بریم »

شاعر به چه چیزی اشاره دارد ؟ 5/0 نمره

5- با توجّه به ابیات زیر به پرسش های آن پاسخ گویید.؟ 5/0 نمره

دیشب دو چشم پنجره در خواب می خزید / امشب سکوتِ پنجره پایان گرفته است

امشب فضای خانه ی دل ، سبز و دیدنی است / درفصل زرد، رنگ بهاران گرفته است

الف - پنجره نماد چیست ؟ ب کدام واژه نماینده ی یاس و نا امیدی است ؟

ث بخش دستور زبان فارسی ( 5 نمره )

1- با توجّه به عبارت زیر به پرسش های آن پاسخ گویید.

آورده اند که در اطراف فلان شهر ، درختی بود و زیر درخت، سوراخ موش و نزدیک آن گربه ای خانه داشت و صیّادان ، آن جا بسیار آمدندی.

1- عبارت چند جمله دارد ؟ 25/0 نمره 2- نوع و زمان فعل «آمدندی » چیست ؟ 25/0 نمره

3- در این عبارت یک صفت پیشین و یک فعل ناگذر معلوم سازید. 1 نمره

2- جمله ی « همه کارِ ایّام درس است و پند» چند تکواژ و چند واژه دارد ؟ 5/0 نمره

3- ساختار کدام گزینه با سه گزینه ی دیگر فرق دارد ؟ 5/0 نمره

1- نمک پاش ( ) 2- دستاورد ( ) 3- گِل گیر( ) 4-هوا پیما ( )

4- هسته ی کدام از گزینه های زیر نادرست است ؟ 5/0 نمره

1- ارزش های دوستی ( ارزش ها)( ) 2- باغ زیبای شهر من (باغ ) ( )

3- این خانه ی قدیمیِ ویلایی ( خانه ) ( ) 4- دو پرنده ی زیبای قفس تنهایی (پرنده) ( )

5- ساختار هر یک از واژه های زیر را بنویسید. 1 نمره

حاکمیّت: خود پسندی : شایستگی : بصیرت:

6- نقش دستوری واژه های زیر را بنویسید. 1 نمره

نصیحت گوش کن جانا که از جان دوست تر دارند / جوانانِ سعادتمند پند پیر دانا را

« میازار مور ی که دانه کش است / که جان دارد و جان شیرین خوش است »

ج بخش حفظ ( 1 نمره )

* در جای خالی واژه های مناسب قرار دهید.

................................................. / اینک صفای لاله و ریحان گرفته است

بدوم تا ته دشت ، بروم تا سر کوه / ...................................................

+ نوشته شده توسط غلام رضا نخعي در جمعه دوم دی 1390 و ساعت 17:38 |

 

1- در بیت « هم قصّه ی نا نموده دانی / هم نامه ی نا نوشته خوانی »

منظور شاعر از نامه ی نا نوشته و قصّه ی نا نموده چیست ؟

2- در بیت « صبح صادق قدرت کاذب شکست / رشته های دام اهریمن گسست » کدام گزینه دریافت نمی شود ؟

1- پیروزی حق علیه باطل ( ) 2 - از بین رفتن توطئه ها و دسیسه ها ( )

3- ظهور امام و انقلاب اسلامی ایران ( ) 4- تهذیب نفس و مبارزه با هوا و هوس ( )

3- ابیات « پسر نوح با بدان بنشست / خاندان نبوّتش گم شد

سگ اصحاب کهف روزی چند / پی نیکان گرفت و آدم شد »

به چه چیزی اشاره دارد ؟

4- ضرب المثل « گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی » به چه چیزی اشاره دارد ؟

5- در بیت » کتاب است آیینه ی روزگار/ که بینی در آن راز ها آشکار» کدام واژه مشبّه به است ؟

6- آثار زیر از چه کسانی اس

مسئله ی حجاب: تاریخ اردلان : پریشان : هفت اورنگ :

7- در بیت « به هر یک زین مقاصد چون نهی گوش / مکن از مقصد اصلی فراموش » منظور شاعر از مقصد اصلی چیست ؟

8- یکی از معروف ترین شاعران عهد مشروطیّت است. اشعار طنز آمیز و انتقادی او در آن دوران هواخواهان بسیاری داشت. نام این شخصیّت ادبی را بنویسید.

9- گذرا و نا گذر بون افعال زیر را بنویسید.

خشکیده است : شده بود : دارد می رود : پراند :

10- در بیت » چشمِ دل باز کن که جان بینی / آن چه نادیدنی است ، آن بینی » چند مفعول وجود دارد ؟

در بیت « گهر بی هنر زار و خوار است و سست / به فرهنگ باشد روان، تندرست » درمصراع اوّل مسند و در مصراع دوم نهاد را معلوم سازید .

11- از فعل می نویسد : صفت فاعلی ، صفت لیاقت ، بن ماضی و ماضی التزامی در سوم شخص جمع بسازید.

12- ساختار هر یک از واژه های زیر را بنویسید.

پرده : شیشه : قلّه : دهانه : خاندان : گلابپاش :

13- نوع و نقش دستوری واژه های زیر را بنویسید.

«به نادان داوری بردن نشاید / که جز دانش به گیتی داوری نیست »

دانش ( نوع واژه : نقش : ) داوری ( نوع واژه : نقش :

واژه های زیر معنا کنید .

منزّه : تَعَب : فروپا شی نظام شاهنشاهی : راه هدی :


+ نوشته شده توسط غلام رضا نخعي در جمعه دوم دی 1390 و ساعت 17:37 |
نمونه سوالات زبان فارسی سال دوم

1- نقش دستوری واژه های را که زیر آن خط کشیده شده، معلوم سازید.

1 هرکه دانای رموز زندگی است / سرّ اسمای علی دانی که چیست ؟

2- گهر بی هنر ، زار و خوار است و سست / به فرهنگ باشد روان، تندرست.

3- سیه بخت کسی است که هیچ هنر ندارد و سیه روزتر از او هنر مندی است که هنر های خود را به کار نمی بندد.

4- چشم دل باز کن که جان بینی / آن چه نادیدنی است، آن بینی

5- سفر زندگی هم به مهارت هایی نیاز دارد که بدون آن ها ، زندگی آ ینده، پر مشقّت خواهد بود.

2- نوع و زمان افعا ل زیر معلوم سازید.

1- همیشه خود را یک مسافر به حساب بیاوریم. 2- همی دانه و خوشه خروار شد.

3- زین گفته سعادت تو جویم / پس یاد بگیر هر چه گویم. 4- روزی که در آن نکرده ای کار

5- با ادب باش که سر مشق جوانان ادب است. 6- زهر هجری چشیده ام که مپرس

7- گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم.

3- نوع بن فعل و شناسه را در افعال زیر معلوم سازید.

دارد می نویسد گفته بودند می رفتم خو اهند نوشت زده باشند می برم

زده باشی خواندمی داشتید می زدید دوخته بودیم کاشته اند بجوشند

4- نوع واژه های زیر را از نظر ساختار بنویسید.

کلوچه ، بنگاه ، دشوار ، خلبان ، دادسرا ، دانشسرا ، کارخانه ها ، زرنگ ترین ، دهن بینی ، لبالب ، دو چرخه ، لبه تیشه

دردمند ، دلاور ، تنگ نظر ، خویشتن شناسی ، وزش ، گلوَش ، اسفندیار ، تهمینه ، کاروان ، دشمن ، نالان ، هم خون ، پرده

گلاب پاش ، خوردن ، نرم افزار ، جهش ، خوبی ، آباد شهر ، پیاله ، زمستان ، بنگاه ، دستگاه ، تیر دان ، نمکدان ،کتاب ها

5- نوع واژه های زیر را بنوسید.

قلمر ایران وسیع و گسترده دا من است که همواره انسان را به فکر فر و می برد.

نقّاشی رایج ترین زینت اتاق ها و تالار ها ست. پیکر سازی و سنگ تراشی به ندرت دیده می شود. مبادا گذرِ شتابان عمر را به مسخره بگیرید. علم و دانش و دست آورد های جدید علمی ، پیوسته جهان و چگونگیِ زیست انسان را دگرگون می سازد.

6- از مصدر ( سوختن ) مضارع اخباری ، مضارع مستمر ، فعل آینده ، ماضی نقلی و مضارع التزامی در سوم شخص جمع بناسازید.

7- از مصدر ( دوختن ) صفت فاعلی ، صفت مفعولی ، بن مضارع و صفت لیاقت بنا سازید.

8- از واژه های زیر صفت نسبی بنا سازید

سفال کو دک بهار رنگ آهنگر

9- نوع زیبایی سخن را معلوم سازید.

خیال روی کسی در سر است هر کس را / مرا خیال کسی کز خیال بیرون است.

موج ها خوابیده اند ؛ آرام و رام / طبل طوفان از نوا افتاده است.

چو بفروختی عمر از که خواهی خرید / متاع جوانی به بازار نیست

سوزد مرا ، سازد مرا ، در آتش اندازد مرا / وز من رها سازد مرا ، بیگانه از خویشم کند

بوی دهن تو از چمن می شنوم / رنگ تو ز لاله و سمن می شنوم

جانم ملول گشت ز فرعون و ظلم او / آن نور روی موسی عمرانم آرزوست.

10- جمع مکسّر واژه های زیر را بنویسید.

ادب ، حزن ، تمثال ، لقب ، وصی ، اصل ، حرفه ، متاع ، حکیم ، حُکم ، طالب ، عاطفه ، سبیل ، معرِف ، فضیلت ، مکان

11- گذر و نا گذر بودن افعال زیر را بنویسید.

نشسته بود ، می خوانم ، می ترسد ، داشت می نوشت ، زده ام ، پرانده اند ، بگریم ، گشت ، کاشته باشم ، می خشکد

+ نوشته شده توسط غلام رضا نخعي در جمعه دوم دی 1390 و ساعت 17:35 |

هم نشین

الف بخش لغات ، اصطلاحات ، مفاهیم و نکات دستوری

1- مهم ترین نیاز های انسان : مهم ترین وابسته ی پیشین ( صفت عالی ) 2- هم راهی ، هم دلی : پسوند ( ی ) مصدری و واژه ها مشتق هستند. 3- خوش حالی : مشتق مرکّب 4- خرسندی : پسوند ( ی ) مصدری 5- مصاحبت : هم نشینی 6- شکیبا : از مصدر شکیبیدن ، صفت فاعلی است. 7- دل انگیز : صفت فاعلی مرکّب مرخّم 8- آرامش : اسم مصدر 9- دیدار : اسم مصدر از مصدر دیدن * دیدار یار غایب ، دانی چه ذوقی دارد ؟ / ابری که در بیابان بر تشنه ای ببارد معنی و مفهوم : همان طور که بارش باعث شادابی و تازگی بیابان می شود ، دیدن یک دوستی که سال ها از او دور مانده ایم باعث شادی و طراوت دل می گردد. 10- تو : نهاد محذوف 11- دیدار : مفعول 12- یار : متمّم با حذف حرف اضافه ی ( با )، غا یب صفت یار 13- دانی : مضارع اخباری 14- چه : صفت پرسشی 15- ذوق : مفعول 16- ابری : نهاد 17- بیابان : متمّم قیدی 18 - تشنه : صفت جانشین اسم ، نقش متمّم 19- ببارد : مضارع التزامی ، بیت دارای آرایه های تناسب ، تشبیه دارد. 20- شبکه ی ارتباطی : ترکیب وصفی 21- گسترده : صفت مفعولی 22- سلامت روانی و جسمانی : ترکیب وصفی ، صفت نسبی هستند. 23- انسان بی دوست همواره غمگین است. انسان بی دوست : نهاد همواره : قید غمگین : مسند24- معلّمان دل سوز : ترکیب وصفی ، صفت فاعلی مرکّب مرخّم 25- لاف ِ دوستی : ادّعای دوستی 26- مصائب : جمع مصیبت ، مشکلات

* تا توانی می گریز از یار بد / یار بد بدتر بود از مار بد

مار بد تنها تو را بر جان زند / یار بد بر جان و بر ایمان زند

27- تا توانی : تا زمانی که فرصت داری 28- می گریز : فعل امر ، در قدیم به جای ( ب ) امر از (می ) استفاده می شد. 29- یار بد : دوست نادان ، متمّم جمله است. 30- یار بد : نهاد 31- بدتر : مسند 32- مار بد : متمّم ، منظور دشمن دانا است. 33- برجان زند : به جسم آسیب می رساند

معنی و مفهوم : تا فرصت داری از دوست نادان دوری گزین. دوست نادان از دشمن هم بدتر است. دشمن فقط به جسم تو آسب می رساند امّا دوست نادان به جسم وروح و ایمانت آسیب می رساند. با بیت " دشمن دانا که غم جان بود / بهتر از آن دوست که نادان بُوَد " تناسب معنایی دارد.35- هرکس صحبت و دوستی را نشاید : هرکسی برای دوستی و هم نشینی شایسته نیست.36- سه خصلت : ترکیب وصفی 37- در صحبت احمق هیچ فایده نبود : هم نشینی با دوستان نادان و احمق هیچ فایده ای ندارد. 38- بد خُلق : بد اخلاق 39- در بد خو سلامت نبود : بد اخلاق سلامت روح و روان ندارد. 40- معصیت : گناه با معاصی هم خانواده است. 41- مصر : ا صرار کننده 4۲- هرکه بر معصیت مصر بود از خدای نترسد و هرکه که از خدای نترسد، بر وی اعتماد نبود. :هرکسی که بر انجام کار های بد و ناشایست اصرار ورزید، از خدا نمی ترسد و هرکسی که از خدا نترسد ، دیگر نمی توان به او اعتماد کرد. 43- انسان بر دین و آیین دوست و هم نشین خود است. : هر انسانی از هم نشین خود تاثیر می پذیرد.

نکته : جمله ی شماره ی 43 با ابیات زیر تناسب معنایی دارد.

گِلی خوش بوی در حمّام روزی / رسید از دست محبوبی به دستم

بدو گفتم که مشکی یا عبیری/ که از بوی دلاویز تو مستم

بگفتا ، من گِلی نا چیز بودم / و لیکن مدّتی با گُل نشستم

کمال هم نشین در من اثر کرد / ولیکن من همان خاکم که هستم

* با بدان کم نشین که صحبت بد / گر چه پاکی ، تو را پلید کند

آفتابی بدین بزرگی را / لکّه ای ابر نا پدید کند.

معنی و مفهوم : با افراد بد نشست و برخاست نکن که هم نشینی با افراد بد ، اگر چه پاک باشی ، تو را آلوده می کند. یک تکّه ابر نا چیز می تواند یک خورشید را نا پدید کند.

نکته : منظور از آفتاب : دوست پاک و منظور از لکّه ابر : دوست نا باب است.

44- بدان : صفت جانشین اسم ، متمّم 45- پاکی : ( ی ) فعل اسنادی است. پاک مسند جمله است. 46- تو را پلید کند : تو را آلوده کند. 47- لکّه ابر : نهاد 48- نا پدید : مسند 49- آفتابی بدین بزرگی را : گروه مفعولی 50- هر که با بدان نشیند اگر نیز طبیعت ایشان در او اثر نکند ، به طریقت ایشان متّهم گردد. : هرکسی با دوستان ناباب نشست و بر خاست کند، اگر چه خصوصیّت او را نگیرد ولی دیگران به او بد گمان می شوند و او را شریک کار های بدش می دانند. عبارت سجع دارد. نکته : با بیت زیر تناسب معنایی دارد

مکن با فرمایه مردم نشست / چو کردی ز هیبت فرو شوی دست.

* پسر نوح با بدان بنشست / خاندان نبوّتش گم شد

سگ اصحاب کهف روزی چند / پی نیکان گرفت و مردم شد.

51- پسر نوح : نهاد 52- بدان : متمّم 53- خاندان نبوّتش : نهاد 54- گم : مسند 55- سگ اصحاب کهف : گروه نهادی 56- اصحاب : یاران جمع صاحب یا صحابه 57- پی نیکان گرفت : به دنبال انسان های پاک رفت 58- مردم شد : منزلت یافت ، به مقام رسید.

معنی و مفهوم : پسر حضرت نوح با انسان های ناشایست ، نشت و بر خاست کرد و پیامبری از او گرفته شد ولی سگ اصحاب کهف با هم نشینی با مردان خدا به مقام و منزلت رسید.

59- جامه نسوزد : جامه : مفعول ، نسوزد : فعل دو وجهی در معنا گذرا به مفعول 60- مُشک : بوی خوش ، رایحه 61 نیکو خصال : خصلت های پاک و نیکو 62- رفتار و کردار : اسم مصدر و مشتق 63- شکل گیری : حاصل مصدر 64- پرورش : اسم مصدر

* هم نشین تو از از تو بِه باید / تا تورا عقل و دین بیفزاید

65- بِه : صفت برتر ، مسند جمله است. 66- تا تورا عقل و دین : تا عقل و دین تورا ، ( را ) تا تورا فکّ اضافه است. 67- بیفزاید : مضارع التزامی

معنی و مفهوم : هم نشین تو باید بهتر از تو باشدتا عقل و دین تو را افزایش دهد.

ب بخش دانش های ادبی

* مولوی : مولانا جلال الدّین محمّد بلخی از شاعران و عارفان بزرگ در قرن هفتم است. کتاب عظیم وی " مثنوی معنوی " نام دارد. این کتاب دارای 6 دفتر و 26 هزار بیت دارد. مولانا مثنوی را در طیّ 14 سال به تشویق حسام الدّین چلپی سروده است. دیگر اثر ارزشمند وی " دیوان شمس یا دیوان کبیر " است. وی این کتاب را را در قالب غزل سروده است.

* سنایی غزنوی : شاعر و عارف قرن ششم است. در آغاز شاعری مدّاح بود ولی تغییر حال داد و به عرفان روی آورد. سنایی اوّلین کسی است که اصطلاحات عرفانی را واترد غزل فارسی نمود. اثر معروف وی مثنوی عرفانی حدیقه الحقیقه است.

دیگر آثار وی عبارتند از : طریق التحیق ، سیر العباد الی المعاد، کارنامه ی بلخ و دیوان اشعار است.

نکته : نام دیگر کار نامه ی بلخ مطایبه نامه است.

پ - بخش دستور زبان فارسی

وابسته ههای پیشین و پسین اسم:

چنان که می دانیم وابسته های پیشین اسم عبارتند از :

1- صفت اشاره 2- صفت شمارشی 3- صفت عا لی 4- صفت تعجّبی 5- صفت پرسشی 6- صفت مبهم این خانه سومین خانه چه خانه ای ! بهترین خانه کدام خانه ؟ هر خانه

وابسته های پسین عبارتند از :

1- نشانه های جمع ( ها ، ان ، ون ، ین ، ات ) 2- پسوند ( ی ) ناشناس 3- صفت شمارشی

4- مضاف الیه 5- صفت بیانی ( فاعلی ، مفعولی ، نسبی ، لیاقت و بیانی ساده )

مردان مردی آمد. کتاب سوم کتاب ادبیّات کتاب خواندنی ( صفت بیانی )

نکته ی طلایی : به اسمی که یکی از وابسته ها ی پیشین و پسین به آن وابسته شود ، هسته گویند.

این شهر بزرگ ( این : وابسته ی پیشین ، صفت اشاره شهر : هسته بزرگ : وابسته ی پسین ، صفت بیانی ساده ) نکته طلایی :کار وابسته ها شناساندن بیش تر هسته است.

نکته طلایی : به هسته ویا به مجموعه ی هسته و وابسته گروه اسمی گویند.

بنابراین هر واژه چه به صورت تنها و چه به صورت گروهی اگر در جمله در نقش نهاد ، مفعول ، مسند و متمّم بیاید ، جزءِ گروه اسمی به شمار می روند.

سیل این اشک روان صبر ِدلِ حافظ برد. ( دارای سه گروه است. دو گروه اسمی و یک گروه فعلی )

سیلِ این اشک روان ( نهاد ) صبرِ دلِ حافظ ( مفعول ) برد ( فعل گذرا به مفعول ) این ( وابسته ی پیشین اشک ) روان ( وابسته ی پسین اشک ) این اشک روان ( وابسته ی پسین سیل )حافظ ( وابسته ی پسین دل ) دلِ حافظ ( وابسته ی پسین صبر )

نکته طلایی : هر جمله می تواند از سه گروه ( اسمی ، فعلی و قیدی ) تشکیل شود. از میان سه گروه ( گروه قیدی ) قابل حذف است.

جمله ی مرکّب : جمله ای است که از نظر معنا وابسته به هم باشند.

اگر درس بخوانی موفّق می شوی. به کتابخانه رفتم تا مطالعه کنم.

تا تو را دیدم دلم آرام گرفت. چون تو را نوح هست کشتیبان ز طوفان غم مخور

نکته طلایی : جملات مرکّب معمولاً دارای حرف پیوند وابسته ساز است. مانند : ( اگر ، گرچه ، اگر چه ، تا ، ار ، گر ، که ، چون ، چو ، با این که ، همین که ، با آن که ، زیرا ، زیرا که و ... )

نکته طلایی : گاهی حرف پیوند وابسته ساز حذف می شود. ترسیدم به اتوبوس نرسم ( که )

نکته طلایی : هر جمله ی مرکّب سه قسمت دارد.

1- جمله ی وابسته ( پیرو ) 2- جمله ی هسته ( پایه ) 3- حرف پیوند وابسته ساز

درس بخوان تا موفّق شوی تا ( حرف پیوند ) موفّق شوی ( پیرو ) درس بخوان ( هسته )

گر صبر کنی زغوره حلوا سازی گر ( حرف پیوند ) صبر کنی ( پیرو ) ز غوره حلوا سازی ( پایه )

نکته طلایی : همیشه جمله ی پیرو ( وابسته ) بعد از حرف پیوند وابسته ساز می آید.

نکته طلایی : حروفی مانند ( و ، یا ، ولی ، امّا ) به هیچ وجه جمله را مرکّب نمی سازند. این حروف تنها دو جمله ی ساده را به هم پیوند می دهند که از نظر معنا وابسته نیستند. به این حروف حرف پیوند هم پایه ساز گویند. معلّم وارد کلاس نشد امّا بچّه ها در س خواندند.

+ نوشته شده توسط غلام رضا نخعي در جمعه دوم دی 1390 و ساعت 17:28 |

خود ارزیابی ( صفحه ی 8 ) درس اوّل

1- الف خدا محوری و دین باوری ب رهبری بر پایه ی اصل ولایت فقیه ج حضور یک پارچه و همه جانبه ی مردم 2- زیرا انقلاب اسلامی ایران بسیاری از بنیاد های فکری ، فرهنگی و معیار های ارزشی و اخلاقی جامعه را بر اساس دین و فرهنگ خودتغییر داد. 3- زیرا این آثار گنجینه ای است که آرمان های یک ملّت را در خود جای داده است و افکار و احوال آنان را به شکلی زیبا نشان داده است.

نوشتن ( صفحه ی 10 ) درس اوّل

1- خود باوری ( نهاد ) یکی از دست آورد های انقلاب است. ( گزاره )

وحدت کلمه ( نهاد ) پدیدار گشت. ( گزاره )

انقلاب ( نهاد ) کرامت انسانی را به افراد جامعه باز گرداند. ( گزاره )

2- استوار ( سست ) آزادی ( اسارت ) نظام مند ( بی قانونی ) عدالت ( نا برابری )

3- استقلال ( آزادی ) ایمان ( تقوا ) ابثار ( از خودگذشتگی ) کرامت ( بزرگی ) حماسه ( دلاوری )

4- عوامل ( عامل ) جمع فارسی ( عاملان ) آثار ( اثر ) جمع فارس ( اثر ها )

احوال ( حال ) جمع فارسی ( حال ها ) مفاهیم ( مفهوم ) جمع فارسی ( مفهوم ها )

افکار ( فکر ) جمع فارسی ( فکر ها )

5 و 6 ( مربوط به دانش آموز عزیزم است.)

--------------------------------------------------------------------------------

خود ارزیابی ( صفحه ی 12 ) درس دوم

1- به خاطر دوستی با علی و خاندان پاکش 2- با بیت شش ( شه مردان ) 3- آزاد اندیش بودن ، پاک زیستن )

نوشتن ( صفحه ی 14 ) درس دوم

1- در دوران جنگ بعضی از استان های کشور معین بودند. ( کمک رسان )

انجام کارِ خیر معیّن پاکی دل است. حُسن کار شما ، صداقتِ آن است. حَسَن دانشجوی پزشکی است.

مَکسن مهر راهی برای خانه دار شدن است. دعای خیر پدر و مادر برای ما یک مُسکّن روحی است.

۲- این بیت فردوس بایست شماره ی شش شعر ( شه مردان ) تناسب معنایی دارد.

3 و 4 ( مربوط به دانش آموز عزیزم است. )

---------------------------------------------------------------------------------

خود ارزیابی ( صفحه ی 21 ) درس سوم

1- به همراه عمو ،زن عمو و بچّه ها به راه پیمایی شرکت کرده بود. 2- سال پیروزی انقلاب اسلامی ایران بود.

3- زیرا رشادت ها ، مردانگی ها ، مقاومت ، هم دلی ها و دوستی ها را در ذهن زنده نگه می دا رد.

نوشتن ( صفحه 23 ) درس سوم

1- غلغل ، تسبیح ، به فضل خدا ، مصادف ، اعتراض ، بغض ، اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد ، دهه ی فجر و ...

2- * مادر بزرگم در روز اربعین حسینی نذری می دهد. * شعار جمعیّت در روز بیست و دوم بهمن ماه نشان از اعتقاد قلبی آنان به نظام جمهوری اسلامی ایران است. * غلغل سما ور به من آرامش می دهد.

* مادر بزرگ آخرین دانه ی تسبیح با صلوات بلند ختم می کرد.

* دهه فجر ، دهه ی حاکمیّت حق علیه ی باطل است.

3 و 4 و 5 ( مر بوط به دانش آموز عزیزم است. )

خود ارزیابی ( صفحه ی 29 ) درس چهارم

1- با بیت شماره ی چهار تناسب معنایی دارد. ( درشعر دریای خرد )

2- به دو علّت الف - وسعت ب عمیق بودن

3- مطالعه ی شخصی وبهره گیری از افراد دانا و تحصیل کرده

نوشتن ( صفحه ی 31 ) درس چهارم

1- * پیغمبر بزرگ اسلام حضرت محمّد ( ص ) است. * خردمند در نزد همه عزیز است.

* در جهان چیزی بهتر از دانشوری وجود ندارد. * دانش اندوزی مهتر همه ی کار ها است.

* ای انسان ، خود را به گوهر خرد آرایش بده.

2- دین پروردن ( دین ، پرورد : تکواژ های آزاد یا پایه / ن : تکواژ وابسته یا وند )

نا توانی ( نا : تکواژ وابسته یا وند / توان : تکواژ آزاد یا پایه / ی : تکواژ وابسته یا وند )

تندرست ( تن : تکواژ آزاد یا پایه / درست : تکواژ آزاد یا پایه )

خردمند ( خرد : تکواژ آزاد یا پایه / مند : تکواژ وابسته یا وند )

دانش ( دان : تکواژ آزاد یا پایه / ِش : تکواژ وابسته یا وند )

تن پروری ( تن : تکواژ آزاد یا پایه / پرور : تکواژ آزاد یا پایه / ی : تکواژ آزاد یا وند )

3- مربوط به دانش آموز عزیزم است.

4- به کمک خرد می توان به بهترین چیز ها دست یافت و هیچ دریایی به بزرگی و وسعت خرد وجود ندارد.

خود ارزیابی ( صفحه ی 38 ) درس پنجم

1- نرم ، انعطاف پذیر ، نجیب ، با ادب ، پر آزرم ، خوش رو و ...

2- صفحه ی 35 ( قسمت ورزش سه سطر )

3- مربوط به دانش آموز عزیزم است.

نوشتن ( صفحه ی 40 ) درس پنجم

1- * در بعضی از مجادله های لفظی انعطاف پذیری پاسخ مناسبی برای مخا طب است.

* عبید زاکانی در قرن هشتم لطیفه پرداز بنام بود.

* نرم خو هیچ گاه در قضاوت مردم بازنده نیست.

* ملایم طبع ، طعم شیرین زندگی را بهتر می چشد.

* دانش آموز موقّر و متین نزد همه محترم است.

* ایرانیان بسیاری از پیام های اخلاقی خود را از طریق امثال حکم به دیگران انتقال می دهند.

2- او با خود عهد بسته است هر روز کتاب تازه ای بخواند. نکته ی تازه ای کشف کند و ذهن و اندیشه اش را در افق های دور پرواز دهد.

او نمی خواهد و نمی گذارد؛ یاس ، قدم در قلبش بگذارد. امید چراغ زندگی اش است.

3- دوست آن باشد که گیرد دست دوست / در پریشا ن حالی و در ماندگی

در نومیدی بسی امید است / پایان شب سیه سپید است.

تو نیکی می کن و در دجله انداز / که ایزد در بیابانت دهد باز

4- باد ( نهاد ) گرد و غبار ( مفعول ) آورد ( فعل گذرا )

زمستان ( نهاد ) کوله بارش را ( مفعول ) زمین ( متمّم ) می گذارد ( فعل گذرا )

5- 1- کم سخن بگو ولی ارزشمند تا با کم گویی تو مردم بیشتر از سخنان با ارزشت بهره ببرند.

5- 2 - هر کسی که در مقابل راستی و صداقت بر خیزد و درصدد مبارزه با آن آید، بی شک در دام خود گرفتار می شود و نابود می گردد.

خود ارزیابی ( صفحه ی 42 ) درس ششم

1- کتاب به فروغ یک صبح

کتاب به یک عنچه

کتاب به یک مونس و همدم تشبیه شده است.

2- کتاب های مذهبی ، کتاب های تاریخی ، امثال حکم و ...

3- منظور از مقصد اصلی خود شناسی و خدا محوری

نوشتن ( صفحه ی 45 ) درس ششم

1- لطایف ( لطیفه )

یکی از کار هایی که باعث خوش حالی دل می گردد، گفتن لطیفه است.

مقاصد ( مقصد ) مقصد همه ی انسان های راستین رسیدن به خدا است. * اسرار ( سر ) سر بسیاری از پدیده های خلقت برای دانش بشری معلوم نیست.

* اخبار ( خبر ) من از دوست دوران تحصیلی ام هیچ خبر ندارم.

2- دانش چون چراغ روشنی بخش است.

دانش ( رکن اوّل ) چراغ ( رکن دوم ) روشنی بخش ( رکن سوم ) چون ( رکن چهارم )

دندان مهسا همچون مروارید سفید است.

دندان ( رکن اوّل ) مروارید ( رکن دوم ) سفید ( رکن سوم ) همچون ( رکن چهارم )

دل مادر مثل خورشید روشنایی دارد.

دل مادر ( رکن اوّل ) خورشید ( رکن دوم ) روشنایی ( رکن سوم ) مثل ( رکن ( چهارم )

پدر همچون کوه استوار است.

پدر ( رکن اوّل ) کوه ( رکن دوم ) استوار ( رکن سوم ) همچون ( رکن چهارم )

3 و 4 و 5- مربوط به دانش آموز عزیزم است.

خود ارزیابی ( صفحه ی 55 ) درس هفتم

1- بهار : فصل تجدید حیات / عروس فصل ها تابستان : فصل پختگی و کمال / فصل زرّین گندم زار ها و پر تو انوار طلایی خورشید پاییز : طبیعت غرق در رنگ های گرم / فصل رنگ آمیز ی های بدیع زمستان : زیبایی یک شب برفی / کوهستان های پوشیده از برف

2- بهار : فصل کودکی و نو جوا نی پاییز : زمان جوانی تابستان : زمان پختکی و کمال زمستان : سنّ پیری و کهولت

3- بیت : برگ در ختان سبز در نظر هوشیار / هر ورقش دفتری است معرفت کردگار

با جمله ی زیر ارتباط معنایی دارد.

در طبیعت همه چیز دست در دست هم به سوی مقصد یگانه می شتابند و دستی توانا و مهربان ( = منظور خداوند بزرگ است. ) این دست ها را با هم ، صمیمی و همراه می کند.

نوشتن ( صفحه ی 58 ) درس هفتم

1- زرّین ، سیمین ، نمکین / خنده ، ناله ، بهاره / خوبی ، خوردنی ، بدی

2- شنیدم : ماضی ساده / اوّل شخص / مفرد / بن ماضی / م = شناسه

می شنویم : مضارع اخباری / اوّل شخص / جمع / بن مضارع / یم = شناسه

خواهند شنید : فعل آینده / سوم شخص / جمع / بن ماضی / ند = شناسه

3- درس های 3 و 4 و 5 مر بوط به دانش آموز عزیزم

خود ارزیابی ( صفحه ی 61 ) درس هشتم

1- خداوند بی نیاز، منزا از نقش ، ملک العرش ، تعالی ، مبرّا از جفت

2- بیت : دارای دو گیتی مَلِک العرش خدایی / کاو را نه نیاز است و نه انباز و نه همتا

با آیه ی « اللّه الصّمَد » تناسب معنایی دارد ؟

3- زیرا زمین نماد آفرینش خداوند در دنیای مادّی است و آسمان نماد معنویّت و دنیای روحانی است.

نوشتن ( صفحه ی 63 ) درس هشتم

1- او خود را مبرّا از کار های بد می داند. خداوند هیچ انباز و شریکی ندارد.

دیدن زیبایی های شگرف ما را به یاد عظمت خداوند می اندازد. خداوند منزّه و پاک است.

مناظر معمور برای جذب گردش گر مناسب است. صورتگر این جهان بزرگ خداوند بلند مرتبه است.

2 - انسان نباید سطحی نگر باشد و همه چیز را با دیدِ مثبت ببیند.

3- در مورد معادل های فارسی رجوع شود به نکته درس هشتم

4- بیت دارای آرایه های حس تعلیل ، استعاره مکنیّه و جان بخشی به اشیا و تناسب است.

5- خداوند کریم ، خداوند توانا ، غفّار ( آمرزنده ) ستّار ( پوشاننده ی عیب )

رحمان ( بخشنده ) ناصر ( یاری کننده )

خود ارزیابی ( صفحه ی 68 ) درس نهم

1- آرامش دهنده ی روح زنان و زینت مردان است. / انسان را رو سفید می کند / انسان را به مقام و مرتبه ی بزرگ می رساند / دل انسان را شاد می کند و او از غم و رنج آزاد می سازد.

2- بیت مولانا با بیت زیر تناسب معنایی دارد.

بی ادب می شود از فیض الهی محروم / خویش را می کند از جهل و شقاوت معدوم

3- مر بوط به دانش آموز مهربانم

نوشتن ( صفحه ی 70 ) درس نهم

1- تکلیف و وظیفه ی ما درس خواندن و احترام به پدر و مادر است.

جهل،یگانه عامل شقاوت و بد بختی انسان است.

زینت مردان عقل است.

نافرمانی از پدر و مادر انسا ن را معدوم می کند.

هیچ کسی از فیض الهی بی بهره نیست.

طرب و شادی به اندازه باعث جوانی دل می گردد.

2- صلح : آشتی ( مترادف ) جنگ ( مخالف ) زیبا : قشنگ ( مترادف ) زشت ( مخالف )

محروم : بی نصیب ( مترادف ) دارا مند ( مخالف )

خا لص : پاک ( مترادف ) نا پاکی ( مخالف )

لذّت : دل نشین ( مترادف ) نا خوشایند ( مخالف )

3- از مولانا

4 و 5 مربوط به دانش آموز مهربانم

خود ارزیابی ( صفحه ی 74 ) درس دهم

1- آگاهی نداشتن از مهارت های زندگی و عدم بهره گیری از فرصت ها و تجارب بزرگان

2- زیرا در هر سفر به مهارت هایی لازم است و برای کم کردن و دشوار ی های آن، باید با مراحل فراز و نشیب آن آگاه شویم.

3- ار تباط موثّر ؛ یعنی ار تباط درست و سنجیده با دیگران

نوشتن ( صفحه ی 76 ) درس دهم

1- راه طولانی هدفم را با اراده ی قوی خود طی می نمایم.

مهارت های زندگی را باید سرمشق خود قرار داد.

عقربه ها را می شمارم و به گذر عمر می اندیشم.

عاطفه را از یاد نخواهم برد.

او مراسم چشن تولّد خود را به خوبی گرفت.

باید واقعیّت ها را در زندگی پذیرفت.

2- او در صحن مدرسه دوید ( ناگذر ) او خود را به دوستش رسانید ( گذرا )

ما نامه ای به دوست خود نوشتیم. ( گذرا ) آن ها به خانه رسیدند. ( ناگذر )

+ نوشته شده توسط غلام رضا نخعي در جمعه دوم دی 1390 و ساعت 17:26 |

 

الف بخش معنی و مفهوم ( 5 نمره )

* اشعار و جملات زیر را به زبان ساده و روان معنی نمایید.

1- نه ثنای تو را زبان ، نه دریای جلال و کبریای تو را کران ، پس تو مدح و ثنا چون تو ان ؟ 75/0 نمره

۲- قدر وقت ار نشناسد دل و کاری نکند / بس خجالت که از این حاصل ایّام بریم 1 نمره

3- نگهبان گنجی تو از دشمنان / وُ دانش نگهبان توجاودان 1 نمره

4- در بلاها و انواع آفت ، باز است و هیچ پناهی مرا بِه از سایه ی عقل و هیچ کس دستگیر تر از سالار خرد نیست75/0 نمره

5- در زمین نگاه کن که چگونه بساطِ تو ساخته است. 5/0 نمره

6- مردمان را چندان زیان کرد که در حساب هیچ شمار گیر در نیاید. 5/0نمره

7- دوم آن که نیکو خُلق بَُوَد که در بد خو سلامت نَبُوَد. 5/0 نمره

ب بخش دانش های ادبی ( 4 نمره )

1- کدام یک از قالب های شعری زیر در ادبیّات تعلیمی کاربرد ندارد ؟ 5/0 نمره

1- غزل ( ) 2- شعر نو ( شعر نیمایی ) 3- مثنوی ( ) 4-قصیده ( )

2- نوع زیبایی سخن را در اشعار زیر مشخّص نمایید. ( آرایه های اضافی و تکراری نمره ی منفی دارد ؟ 1 نمره

بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران / کز سنگ ناله خیزد روز ِ وداع یاران ( 2 مورد )

شرف مرد به جُود است و کرامت به سجود / هر که این هر دو ندارد عدمش بِه ز وجود ( 2 مورد )

3- نثر علمی با کدام کتاب آغاز می شود ؟ ودر چه موضوعی است ؟ 5/0 نمره

4- آثا ر زیر از چه کسانی است ؟ 1 نمره

مرگ رنگ کشف الاسرار آفرین نامه فرج بعد از شدّت

5- مرزبان نامه به شیوه ی کدام کتاب نوشته شده و اصل آن به چه زبانی بوده است ؟ 5/0 نمره

6- کدام قالب شعری برای داستان های بلند عاشقانه و عارفانه مناسب است ؟ 5/0 نمره

پ بخش لغات و اصطلاحات ( 2 نمره )

* واژه ها و اصطلاحات زیر را معنی کنید.

خِرقه : قندیل : مقهور : آبشخور :

خلعت : ضَمان : مُشک : مَتاع :

ت بخش درک مطلب ( 3 نمره )

1- منظور از سخن زیر چیست ؟ 5/0 نمره

« برادر خویش را نصرت کن اگر ظالم بُوَد یا مظلوم »

2- منظور امام خمینی از مصراع اوّل بیت زیر چیست ؟ 5/0 نمره

خاموش مباش زیر این خِرقه / بر جان جهان دو باره جان آمد.

3- در عبارت « کربلا، قرار گاه عشّاق است و شهید سیّد محمّد علی جهان آرا چنین کرد تا جز شایستگان ، کسی در کربلای خرّمشهر استقرار نیاید. » به عقیده ی شهید جهان آرا « شایستگان » چه کسانی هستند ؟ 1 نمره

4- با توجّه به ابیات سعدی « چو دخلت نیست ، خرج آهسته تر کن / که می خوانند ملّاحان سرودی :

اگر باران به کوهستان نبارد / به سالی دجله گردد خشک رودی »

کدام گزینه دریافت نمی شود ؟ 5/0 نمره

1- هدر ندا دن ثروت های کشور ( ) 2- اهمّیّت دادن به ذخایر ملّی ( )

3- حفظ منابع اقتصادی برای آیندگان ( ) 4- خشکسالی باعث از بین رفتن منابع می شود. ( )

5- مفهوم حدیت « مَن عَرَفَ نَفسَه فَقَد عَرَفَ رَبَّه » با کدام بیت ارتباط معنایی دارد ؟ 5/0 نمره

الف - دل شود گر به علم ، بیننده / راه جوید به آفرییننده ( )

ب - دل بی علم، چشم بی نورست / مرد نادان ز مردمی دور است ( )

ج - آن چه در علم بیش می باید / دانش ذات خویش می باید ( )

د - نیست آبِ حیات جز دانش / نیست باب نجات جز دانش ( )

ث بخش دستور زبان فارسی ( 5 نمره )

1- با توجّه به عبارت زیر به پرسش های آن پاسخ گویید.

موش گفت : « من همیشه به غم تو شاد بودمی و ناکامی تو را عین شادکامی خود شمردمی. لکن امروز شریک توام در بلا، بدان سبب مهربان گشته ام.

2- نوع و زمان فعل شمردمی چیست ؟ 25/0 نمره

3- در این عبارت یک مسند ، یک متمّم ، یک قید ، و یک واژه ی مشتق مرکّب معلوم سازید. 1 نمره

2- جمله ی « ارزش وقت را بدان» چند تکواژ و چند واژه دارد ؟ 5/0 نمره

3- ساختار کدام گزینه با سه گزینه ی دیگر فرق دارد ؟ 5/0 نمره

1- کودکانه ( ) 2- مردانه ( ) 3- زنانه ( ) 4- محرمانه ( )

4- هسته ی کدام از گزینه های زیر درست است ؟ 5/0 نمره

1- انسان خردمند باهوش (انسان خردمند )( ) 2- اطّلاعات مفید سودمند علمی (اطّلاعات ) ( )

3- رود خانه ی خرّمشهر زیبا ( خرّمشهر ) ( ) 4- این زندگی پر شور جوانان ( زندگی ) ( )

5- ساختار هر یک از واژه های زیر را بنویسید. 1 نمره

دخالت: خرسندی : هفت رنگ : سهل انگاری

6- نقش دستوری واژه های زیر را بنویسید. 1 نمره

آینه ، چون نقش تو بنمود راست / خود شکن آیینه شکستن خطاست

دیده ای نیست نبیند رخ زیبای تو را / نیست گوشی که همی نشنود آوای تو را

ج بخش حفظ ( 1 نمره )

* در جای خالی واژه های مناسب قرار دهید.

................................................. / صحرای دل بهانه ی باران گرفته است.

پای نی زاری ماندم ، باد می آمد ، .............

............. ، حرف می زد ؟ راه افتادم

+ نوشته شده توسط غلام رضا نخعي در جمعه دوم دی 1390 و ساعت 17:26 |

الف بخش لغات ، اصطلاحات ، مفاهیم و نکات ادبی و دستوری

روان خوانی ( ثَمرِ علم )

1- ثَمر: نتیجه ، بهره ، میوه ، با ر 2- تعلّم : یاد گرفتن 3- تعلیم : یاد دادن 4- به غایت دست تنگ بودم : در نهایت فقر زندگی می کردم 5- بقّالی : از واژه ی بَقَل می آید. به معنی بُن شن ، حبوبات 6- شبانگاه : به هنگام شب ، ( گاه ) پسوند زمان است. 7- نفع آن به تو عاید گردد : بهره ای از آن به تو برسد. 8- گرِده نان : یک قرص نان 9- ملامت : سرزنش 10- دل تنگ شدم : ناراحت شدم 11- به جان آمدم : در نهایت رنج و سختی بودم. 12- هیئت ژولیده : پریشان و آشفته 13- اعزار کرد : گرامی داشت. 14- رسول حاکم : پیک ، پیام آور 15- مرتّب کرده بودند. : آماده کرده بودند.. 16- تحفه : هدیه ، پیش کشی 17- خلعت : لباسی گرانبها که بزرگی به کسی ببخشد. 18- صواب : درست 19- تفرّج : تماشاکردن ، تفریح کردن 20- به خرسندی تمام : با رضایت کامل 21- ناز و نعمت : راحتی و آسودگی 22- مقامات رفیع : مرتبه های بلند ، درجات بالا

تماشای بهار

* بامدادی که تفاوت نکند لیل و نهار / خوش بود دامن صحرا و تماشای بهار

1- بامداد : صبح زود 2- لیل : شب 3- نهار : روز مصراع اوّل اشاره به صبح کاذب دارد. قسمتی از سپیده دم که حدّ فاصل بین روشنی و تاریکی است. در اصطلاح می گویند: " هوا گرگ و میش است. " 4- خوش : مسند

دیدن دامن صحرا و تماشای بهار خوش بود. یک جمله ی اِ سنادی است.

معنی و مفهوم : به هنگام سپیده دم ، دیدن فصل بهار چه زیباست !

* آفرینش همه تنبیه خداوندِ دل است / دل ندارد که ندارد به خداوند اقرار

1- آفرینش : پدیده های خلقت ، این واژه اسم مصدر است. ( بن مضارع + ِ ش ) 2- ( همه ) در مصراع اوّل به معنی تماماً در مفهوم قید است. 3- تنبیه : آگاهی 4- خداوند ِدل : صاحب دل ، عاشق ، دوست دار حقیقت

5- دل ندارد : عاشق نیست ، بصیرت و آگاهی ندارد. 6- اقرار : بیان کردن

معنی و مفهوم : پدیده های خلقت ، آگاه کننده ی انسان های عاشق و خردمند است. هرکسی که زبان ستایشگری خداوند را نداشته باشد، عاشق نیست.

* این همه نقش عجب بر در و دیوار وجود / هر که فکرت نکند نقش بود بر دیوار

1- این : صفت اشاره 2- همه : صفت مبهم 3- نقشِ عجب : شگفتی های آفرینش 4- در و دیوار وجود : منظور هستی و روزگار است. 5- هر که فکرت نکند : به دو صورت می توان معنی کرد. 1لف - هرکسی که اندیشه نکند ب هرکسی که به فکر تو نباشد. به نظر می رسد معنی اوّل درست تر باشد. 6- نقش بود بر دیوار : کنایه از نابود شدن 7- در مصراع اوّل حذف فعل به قرینه ی معنوی وجود دارد. معنی و مفهوم : کسی که با دیدن این همه شگفتی های آفرینش ، اندیشه و تفکّر نکند شایسته ی نابودی است.

* کوه و دریا و درختان همه در تسبیح اند / نه همه مستمعی فهم کند این اسرار

1- کوه و دریا و درختان : گروه نهادی 2- همه : به معنی تماماً در مفهوم قید است. در تسبیح : در ستایش مسند جمله است. در مصراع اوّل مسند به شکل متمّم آمده است. 3- َ ند : هستند ، فعل اسنادی 4- نه : منفی - سازفعل است. نه همه مستمعی فهم کند : هر مستمعی فهم نکند. 5- همه در مصراع دوم به معنی ( هر ) است و صفت مبهم است. 6- این : صفت اشاره 7- اسرار : جمع سِر ، به معنی راز ها

معنی و مفهوم : همه ی پدیده های خلقت خدا را ستایش می کنند و انسان های نادان این راز ها را درک نمی کنند.

* خبرت هست که مرغان سحر می گویند / آخر ای خفته سر از خواب جهالت بردار

1- خبرت هست : آگاهی داری ؟ 2- مرغان سحر : بلبلان 3- می گویند : مضارع اخباری 4- خفته : صفت جانشین اسم ، به معنی انسان های بی خبر و نادان 5- سر از خواب جهالت بردار : آگاه باش، دانایی پیشه کن.6- بین واژه های خفته و خواب تناسب وجود دارد. 7- خواب جهالت : تشبیه بلیغ اضافی است. جهالت به خواب تشبیه شده است. 8- این بیت حسن تعلیل دارد. معنی و مفهوم : آواز بلبلان و پرندگان به خاطر این است که تو از خواب جهالت دست بر داری.

نکته طلایی : ابیات زیر با بیت های چهارم و پنجم تناسب معنایی دارد.

1- توحید گوی او نه بنی آدمند و بس / هر بلبلی که زمزمه بر شاخسار کرد

2- سحر گنجشکان در جیک جیکنند / به تسبیح خدای لاشریکنند

3- گفتم : این شرط آدمیّت نیست / مرغ تسبیح گوی و ما خاموش

4- هنگام سپیده دم خروس سحری / دانی که چرا همی کند نوحه گری

یعنی که نمودند در آیینه ی صبح / از عمر شبی گذشت و تو بی خبری

* تا کی آخر چو بنفشه ، سر غفلت در پیش / حیف باشد که تو در خوابی و نرگس بیدار

1- تا کی آخر : گروه قیدی است. تا چه وقت ؟ 2- چو : حرف اضافه ، به معنی مثل و مانند 3- بنفشه : متمّم 4- بنفشه : نماد انسان غفلت زده است. 5- سر غفلت در پیش : در نادانی به سر بردن 6- حیف باشد. جمله اسنادی است. حیف ، مسند جمله است. 7- تو در خوابی : جمله اسنادی است. در خوای : مسند به شکل متمّم 8- نر گس بیدار. حذف فعل دارد. نرگس نماد انسان های آگاه و دانا 9- بین واژه های بنفشه و نرگس تناسب وجود دارد. 10- بین واژه های خواب و غفلت تناسب وجود دارد.

نکته طلایی : از میان گیاهان ، بنفشه در مقابل نور بی تفاوت است و هیچ احساسی ندارد. شاعر این گل را نماد انسان غفلت زده می داند. امّا گلِ نرگس در مقابل نور حسّاس است و نماد انسان آگاه و بینا است. منظور از نور : حقیقت و آگاهی است. معنی و مفهوم : مثل بنفشه در جست و جوی حقیقت بی تفاوت نباش و مثل گل نرگس بینا و حقیقت جو باش.

* که تواند که دهد میوه ی الوان از چوب ؟ / یا که داند که برآرد گل صد برگ از خار ؟

۱- در مصراع اوّل ( که ) تواند؟ ضمیر پرسشی است. ( که ) دهد . حرف پیوند وابسته ساز است.2- الوان : رنگارنگ 3- چوب : مجازاً به معنی شاخه است. گل صد برگ : گل های فراوان رنگی 4- بین واژه های گل و خار تناسب و تضاد معنایی وجود دارد. بیت استفهام انکاری دارد.

معنی و مفهوم : کسی غیر خدا نمی تواند میوه های رنگارنگ و گل های فروان به وجود آورد.

* عقل ،حیران شود از خوشه ی زرّین عنب / فهم ، عاجز شود از حقّه ی یا قوت انار

1- عقل : نهاد 2- حیران : مسند 3- شود : فعل اسنادی است. 4- زرّین : صفت نسبی است. 5- عنب : انگور 6- فهم : نهاد 7- عاجز : مسند 8- حقّه : ظرفی کوچک که در آن جواهر یا چیز های دیگر نگه می دارند. یاقوت انار: منظور دانه های قرمز انار است.

معنی و مفهوم : عقل و فهم از این همه شگفتی های خلقت حیران و سر گشته می شوند و درک رسیدن به حقیقت را ندارند

* پاک و بی عیب خدایی که به تقدیر عزیز / ماه و خورشید مسخّر کند و لیل و نهار

1- پاک و بی عیب : بدون نقص 2- تقدیر : حکم الهی 3- مسخّر : رام و مطیع ، به خدمت گرفته شده

معنی و مفهوم : خداوندی که به حکم و تقدیر خود بدون عیب و نقص ماه و خورشید و شب و روز را مطیع و رام خود کرده و در خدمت انسان قرار داده است.

* تا قیامت سخن اندر کرم و رحمت او / همه گویند و یکی گفته نیاید ز هزا ر

1- تا : حرف اضافه چون به معنی فاصله است. قیامت : متمّم قیدی 2- در مصراع اوّل حذف فعل به قرینه ی معنوی دیده می شود. 3- اندر : حرف اضافه 4- کرم و رحمت : گروه متمّمی 5- همه : ضمیر مبهم ، نقش دستوری آن نهاد است. 6- یکی گفته : گروه مفعو لی 7- بین واژه های یکی و هزار : تضاد وجود دارد.

معنی و مفهوم : لطف و محبّت خداوند همیشگی و جاودانه است و نمی توان یکی از هزاران نعمت های خداوند را سپاس گفت.

* نعمتت بار خدایا، ز عدد بیرون است / شکر اِنعام تو هر گز نکند شکر گزار

1- نعمت : نهاد 2- ( ت ) ضمیر پیوسته نقش دستوری آن مضاف الیه است. 3- ز عد بیرون است : فراوان است ، بی شمار است. 4- بار خدایا ، شبه جمله است. 5- شکر گزار : نهاد 6- شکر : مفعول 7- اِنعام : نعمت دادن 8- تو : مضاف الیه 9- هرگز : قید

نکته طلایی : اَنعام : به معنی چهار پایان است. این واژه را با اِنعام اشتباه نگیریم.

معنی و مفهوم : خداوندا ! نعمت هایت بسیار فراوان است و هیچ کسی زبان شکر گزاری از آن را ندارد.

نکته طلایی : ابیات زیر با بیت های ده و یازده تناسب معنایی دارد.

1- فضل خدای را کِه تواند شمار کرد / یا کیست آن که شکر یکی از هزار کرد ؟

2- از دست و زبان کِه برآید / کز عهده ی شکرش به در آید ؟

* سعدیا، راست رُوان گوی سعادت بردند / راستی کن که به منزل نرسد کج رفتار

1- سعدیا ، : شبه جمله ، سعدی : منادا 2- راست رُوان : انسان های صادق و حقیقت گو ، نهاد جمله است 3- گوی سعادت بردند : سعادت مند شدند. به موفّقیّت رسیدند. 4- راستی کن : صادق باش ، درستکار باش 5- منزل : مقصد ، هدف 6- کج رفتار : گمراه ، کسی که راه نادرست می رود.

معنی و مفهوم : انسان های صادق ، راه درست و سعادت را می یابند و انسان گمراه هیچ گاه به مقصد و هدف خود نخواهد رسید. ترسم نرسی به کعبه، ای اعرابی / این ره که تو می روی به ترکستان است.

نکته طلایی : کعبه : نماد سعادت و ترکستان : نماد گمراهی و بدبختی است.

ب - بخش دانش های ادبی

آیا می دانید که ؟

1- یکی از گسترده ترین و دامنه ترین اقسام شعر در ادبیّات فارسی ، شعر تعلیمی است ؟

2- مادّه ی اصلی شعر تعلیمی علم ، اخلاق و هنر است ؟

3- شعر تعلیمی در ادب فارسی از ادبیّات غرب وسیع تر است ؟

4- قالب های شعری مثنوی ، قصید ه ، غزل و قطعه دارای ادبیّات تعلیمی است ؟

5- شعر های تعلیمی در قدیم بیش تر شامل سروده های اخلاقی ، مذهبی و عرفانی بوده است ولی از انقلاب مشروطیّت به بعد ، اشعار ی با درون مایه های سیاسی و اجتماعی و روان شناسی نیز در ردیف اشعار تعلیمی قرار گرفته اند؟

پ بخش دستور زبان فارسی

تکواژ چیست ؟ به جزءِ معنی دار و بی معنی یک واژه "تکواژ " گویند.

کتابخانه ( کتاب + خانه ) دو چرخه ( دو + چرخ + ه ) رنگارنگ ( رنگ + ا + رنگ )

دانش ( دان + ِ ش )

گلسار ( گل + سار ) هنرمند ( هنر + مند ) بیمارستان ( بیمار + ستان ) قلم دان ( قلم + دان )

نکته طلایی : به جزءِ معنی دار ، تکواژ آزاد یا تکو اژ مستقل گویند. دردمند ( درد : تکواژ آزاد )

گلاب ( گل : تکواژ آزاد / آب : تکواژ آزاد ) بیمارستان ( بیمار : تکواژ آزاد )

نکته طلایی : به جزءِ بی معنی تکواژ وابسته یا وند گویند. پوشه ( ه : تکواژ وابسته )

خوراک ( اک : تکواژ وابسته ) نا مرد : ( نا : تکواژ وابسته ) گریان ( ان : تکواژ وابسته )

نکته طلایی: جایگاه تکواژ وابسته ( وند ) متغیّر است. *گاهی به اوّلِ یک تکواژ آزاد می آید که به آن "پیش وند" گویند. مانند : هم درد ( هم ) بی ادب ( بی ) ناکس ( نا )

* گاهی به آخرِ تکواژ آزاد می آید که به آن" پسوند " گویند. مانند : خورنده ( نده ) دیدن ( ن ) رفتار ( ار ) سازمان ( مان )

*گاهی بین دو تکواژِ آزاد می آید که به آن " میان وند " گویند. مانند : رفت و آمد ( و ) سراسر ( ا )

+ نوشته شده توسط غلام رضا نخعي در جمعه دوم دی 1390 و ساعت 17:15 |

الف بخش لغات ، اصطلاحات ، مفاهیم و نکات دستوری

1- بدان : آگاه باش 2- هرچه در وجود است. : است به معنی وجود داشت ، فعل نا گذر است. هرچه : نهاد / وجود : متمّم قیدی 3- صنع : آفرینش ، احسان 4- تعالی : بلند پایه ، بلند مرتبه 5- وی : ضمیر شخصی جدا سوم شخص مفرد( او ) در متن درس برای غیر عاقل آمده است و مرجع ضمیر زمین است. 6- چون کوه : مثل کوه ، چون حرف اضافه است. 7- جواهر ( جوهر ) و معادن ( معدن ): جمع مکسّر عربی هستند. 8- نباتات : گیاهان ، جمع مونّث عربی 9- برّو بحر : خشکی و دریا 10- میغ : ابر 11- تگرگ : گلوله های یخی آب 12- رعد : غرّش آسمان 13- قوسِ قُزَح : رنگین کمان 14- عجایب : شگفتی ها ، جمع مکسّر عربی 15- تو را فرموده : ( را ) در دستور تاریخی به معنی ( به ) است. 16- نظر کنی ؟ بیندیشی، فکر کنی. 17- بساط : فرش ، گستردگی ،هر چیز گستردنی مانند سفره و فرش. 18- بساط تو ساخته است زمین را هم چون فرشی بر زیر پایت گسترده است. 19- فراخ : گشادگی ، وسعت ، گسترده 20- جوانب جمع جانب ، اطراف ، کناره ها 21- جوانب وی فراخ گسترانیده : به اطراف زمین وسعت بخشیده22- آب های لطیف : آب های پاک و زلال 23- روان کرده : جاری کرده 24- دیبا : پارچه ی ابریشمی رنگین 25- دیبای هفت رنگ : پارچه ی رنگارنگ ، منظور گل های رنگین بهاری است. 26- همه از یک دیگر نیکوتر : هر یک زیباتر از دیگری است. 27- هر یکی را آن چه به کار باید، داد. :به هریک از حیوانات آن چه را که لازم بوده ، داده است. 28- هر یکی را بیاموخته که غذای خویش چون به دست آورد : چون به معنی چگونه؟ قید پرسشی است. 29- اگر به خانه شوی : شوی به معنی ( بروی ) فعل نا گذر است. 30- به نقش و گچ کنده کرده باشند : گچ بُری زیبا شده باشد. 31- روز گار دراز صفت آن گویی : مدّت زیادی در باره ی ویژگی آن سخن می گویی 32- این عالم ، خانه ی خداست : تشبیه دارد.33- قندیل : مشعلی که از سقف آویزان کنند. چراغ آویز ، چراغدان

۳۴- خانه بس بزرگ است. خانه :استعاره مصرّحه از دنیا است. 35- تو از عجایب آن غافل : تو از شگفتی های آن بی خبر هستی 36- چشم تو بس مختصر : کوته فکر هستی ، ظاهر بین هستی 37- در وی نمی گنجد : درک نمی کنی 38- جمال صورت قصر : زیبایی ظاهر کاخ 39- سریر : تخت پاد شاهی 40- می باش : فعل امر است.( می ) به جای ( ب ) امر آمده است. می کوش ( بکوش )41- بستان معرفت : تشبیه بلیغ اضافی 42- مدهوش : حیران ، سر گشته ، سرگردان


ب بخش دانش های ادبی

* ابو حامد امام محمّد بن محمّد بن غزّالی : از دانشمندان معروف دوره ی سلجوقی است. وی در قرن پنجم و اوایل قرن ششم می زیست. وی در فقه و حکمت و کلام سرآمد روز گار خویش بود

پدرش مردی بافنده بود و برخی لقب غزّا لی را به مناسبت پیشه ی او می دانند. آثار وی عبارتند از :

1- کیمیای سعادت 2- نصیحه الملوک 3- احیا ء علوم الدّین

* احمد غزّا لی : برادر امام محمّد غزّ ا لی ، عارف و فقیه ایرانی. اثر معروف وی " سوانح العشّاق " نام دارد.

* ویژ گی های نثر کهن فارسی:

1- جمله ها بسیار کوتاه است. 2- فعل ها در متن فراوان است. 3- تکرار واژه ها به خصوص افعال

عیب شمرده نمی شود بلکه بر زیبایی و خوش آهنگی متن می افزاید.

4- متن نثر های کهن دل نشین ، قابل فهم ، ماندگار و در ذهن تاثیر گذار هستند. همین ویژگی ها سبب جاودانه شدن آثار بزرگ نثر فارسی شده است.


پ:بخش دستور زبان فارسی

* وند ها ( تکواژ وابسته ) از نظر کاربرد به دو دسته تقسیم می شوند.

1- وند های اشتقاقی 2- وند های تصریفی

* وند های اشتقاقی : نقش اصلی این وندها ، واژه سازی به منظور غنی تر کردن واژگان زبان و رفعِ کمبود های واژگانی ِآن است. وند های اشتقاقی دو کاربرد دارند :

1- ساخت واژه ی جدید بدون تغییر ماهیّت کلمه

مثال : لب ( اسم ) لبه ( اسم ) گوش ( اسم ) گوشه ( اسم ) تیغ ( اسم ) تیغه ( اسم )

2- ساخت واژه ی جدید با تغییر ماهیّت کلمه

مثال : خوب ( صفت ) خوبی ( اسم ) خورد ( بن فعل ماضی ) خورده ( صفت مفعولی ) سفال ( اسم ) سفا لی ( صفت نسبی ) خوردن ( مصدر ، اسم ) خوردنی ( صفت لیاقت )

+ نوشته شده توسط غلام رضا نخعي در جمعه دوم دی 1390 و ساعت 17:13 |

1- در بیت " هم کارگهی هم چون زمین ساخته معمور / هم بارگهی هم چو فلک داشته بر پا "

چرا شاعر زمین را کار گاه و آسمان را بارگاه دانسته است ؟

2- این شعر سهراب سهپری با کدام بیت شعر نگارنده ی زیبا تناسب معنایی دارد ؟

" چشم ها را باید شست ، جور دیگر باید دید. "

3- تشبیه زیر را به استعاره مصرّحه تبدیل کنید.

برف مانند نقره از آسمان فرو می ریزد.

4- ساختار کدام گزینه با سه گزینه ی دیگر متفاوت است ؟

1- دانشسرا ( ) 2- دانشمند ( ) 3- دانشگاه ( ) 4- دانش ور ( )

5- نوع کدام صفت با سه صفت دیگر متفاوت است ؟

1- دانا ( ) 2- بینا ( ) 3- رها ( ) 4- پویا ( )

6- با توجّه به بیت " بینی چه رقم های شگرف است و دل آرا / بر صفحه ی هستی ز خداوند تعالی ؟ کدام یک از پاسخ های زیر نادرست است ؟

1- چه : صفت پرسشی ( ) 2- دل آرا : صفت فاعلی مرکّب مرخّم ( )

3- در مصراع دوم تشبیه دیده می شود. ( ) 4- بیت چهار جمله دارد. ( )

7- نقش دستوری واژه هایی را که مشخّص شده ، بنویسید.

زنهار ، تا توانی اهلِ نظر میازار / دنیا وفا ندارد ای نور هر دو دیده

هر نوع کند نقش و خود از نقش منزّه / هر جنس کند جفت و خود از جفت مبرّا

8- از مصدر ( خواستن ) صفت فاعلی ، صفت مفعولی ، بن مضارع و صفت لیاقت بنا سازید.

9- در عبارت زیر چهار زیبایی سخن معلوم سازید. ( در مجموع چهار آرایه ) با ذکر دلیل

الف - آسمان تعطیل است. باد ها بیکارند.ب - هنوز از دهن بوی شیر آیدش ج – سرِ آن ندارد امشب که بر آید آفتابی

10- استاد قصایدِ توصیف طبیعت چه کسی است ؟ در چه قرنی می زیست ؟

11- برای واژه های " فاکس " ، " کوپن " ، "سو بسید " و "سریال " معادل فارسی بیاورید.

12- کتاب ( پریشان ) اثر چه کسی است ؟ و به شیوه ی کدام کتاب نوشته شده است ؟

13- واژه های فرهیخته ، غَرس ، سُبُل و زایا را معنی نمایید.

+ نوشته شده توسط غلام رضا نخعي در جمعه دوم دی 1390 و ساعت 17:11 |

1- ابیات و جملات زیر را به زبان ساده و روان باز گردانی کنید.

الف - این همه نقش و عجب بر در و دیوار وجود / هر که فکرت نکند نقش بود بر دیوار

ب - در زمین نگاه کن که چگونه بساط تو ساخته است و جوانب وی فراخ گسترانیده.

2- در بیت " تاکی آخر چو بنفشه سر غفلت در پیش / حیف باشد که تو در خوابی و نرگس بیدار"

با توجّه به شعر چرا بنفشه نماد غفلت و بی احساسی است ؟

3- در بیت " مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو / یادم از کِشته خویش آمد و هنگام درو " چهار زیبایی سخن با ذکر دلیل معلوم سازید.

4- کدام یک از وند های زیر به وجهی نمی تواند ، مشتق ساز باشد؟

1- انه ( ) 2- ی ( ) 3- مند ( ) 4- ی ( )

5- با توجّه به بیت زیر به پرسش های آن پاسخ گویید.

نیکنامی خواهی ای دل، با بدان صحبت مدار / خود پسندی جان من ، بُرهان نادانی بود

1- کلّ بیت چند جمله دارد ؟ 2- خود پسندی از نظر ساختار چه نوع واژه ای است ؟

3- نقش دستوری واژه های نیکنامی و برهان را بنویسید 4- واژه ی نیکنامی چند تکواژ دارد ؟

5- ( دل ) شناس است یا ناشناس ؟ 6- واژه ی خود پسندی عام است یا خاص ؟

6- مادّه ی اصلی شعر های تعلیمی چیست ؟

7- پسوند ( ه ) در کدام یک از گزینه های زیر ضمن مشتق سازی ، می تواند ماهیّت کلمه را تغییر دهد ؟

1- ساق ( ) 2- گوش ( ) 3- خورد ( ) 4- تیغ ( )

8- امام محمّد غزّ ا لی در چه دوره ای می زیست ؟ ودر چه موضوعاتی سر آمد روز گار خویش بود ؟

9- با توجّه به بیت " برو این دام بر مرغ دگر نِه / که عنقا را( = نام پرند ه ) بلند است آشیانه " به پرسش های زیر پاسخ دهید.

1- کدام جمله دو جزئی است ؟ 2- نقش دستوری عَنقا و آشیانه چیست ؟

3- در مصراع اوّل چه صفتی دیده می شود ؟ 4- فعل ( نِه ) از چه مصدری است ؟

10- واژه ها و اصطلاحات زیر را معنی کنید.

قندیل : گران مایه : تفرّج : به غایت تنگ دست بودم.

+ نوشته شده توسط غلام رضا نخعي در جمعه دوم دی 1390 و ساعت 17:11 |

الف بخش لغت ، مفاهیم ، اصطلاحات و نکات دستوری

1- در اطراف فلان شهر ، درختی بود : فلان ( صفت مبهم ) بود ( فعل غیر اسنادی ؛ به معنی وجود داشت. )

2- بسیار آمدندی : زیاد رفت و آمد می کردند. پسوند ( ی ) در فعل آمدندی نشانه ی استمرار است.

3- صیّاد دام نهاد:دام پهن کرد، دام گذاشت.4- به هر جانب برای احتیاط چشم می انداخت : جهت مراقبتِ خود به هر طرف نگاه می کرد. 5- ناگاه نظر به گربه افکند : ناگهان به گربه نگاه کرد. 6- سوی درخت التفاتی نمود : به درخت توجّه کرد. 7- بترسید : ماضی ساده ی تاکیدی ، در قدیم این فعل به معنی اندیشه کردن بود8- باز گردم : از مصدر باز گشتن ، فعل پیش وندی است. 9- در بلا ها و انواع آفت، باز است. :مشکلات و سختی ها زیاد است. 10- هیچ پناهی مرا بِه از سایه ی عقل و هیچ کس دستگیر تر از سالار خرد نیست. : هیچ پناه دهنده و کمک رسانی جزء عقل برای من نیست.11- مقرون به ابواب بلا : سختی ها و مشکلات زیادی است

مقرون : نزدیک به هم ،به هم پیوسته 12- بر خرد و فراست تو پوشیده نیست : زیرک و خردمند هستی. 13- براثر من : به دنبال من 14- این ملاطفت بپذیر : این لطف و محبّتم را قبول کن. 15- فرج یابی : آزاد شوی 16- عاقل در مهمّات، توقّف جایز نشمرد : شخص خردمند در انجام کار های مهم درنگ نمی کند. 17- سخن تو، به حق می ماند . : گفتار تو درست و منطقی است. 18- امید دارم که هر دو را به یُمن آن ، خلاص پیدا آید. : امیدوارم که هر دو ی ما به برکت این دوستی نجات پیدا کنیم. 19- یُمن : برکت ، مبارکی خیر ، خجستگی 20- گربه او را گرم بپرسید : گربه صمیمانه با او احوال پرسی کرد. 21- بنده ها بریدن گرفت : بند ها را پاره کرد. 22- زود ملول شدی : خسته شدی 23- مگر نیّت بدل کردی ؟ آیا قصد و هدفت را عوض کردی ؟ 24- سوگند دروغ ، عمر و اساس زندگی ، زود با خلل کند :قسم دروغ اساس و پایه ی زندگی را باطل می کند. ( ازبین می برد ) 25- باید شناخت : باید دانست 26- بر حاجت خویش پیروز آمدی : به هدفت رسیدی ،نیازت را برطرف کردی. 27- خلاص : رهایی ، آزاد ی 28- با خلل : فساد و تباهی

* هرکس که در وفای تو سوگند بشکند / پشت و دلش به زخم حوادث شکسته باد

هرکسی که پیمان شکنی کند، از تنبیه حوادث روزگار درامان نخواهد ماند. 29- عقده : گره ، بند

30- عمده بود : مهم بود، اساسی بود. 31- قیام می نمایم : انجام می دهم ، می پذیرم 32- ضمان : عهد پیمان 33- پای کشان : لنگ لنگان 34- آن عقده ببرید : آن گره را پاره کرد.

ب بخش دانش های ادبی

* فابل چیست ؟ در ادبیّات همه ی ملّت ها ، داستان هایی وجود دارد که قهرمان آن ها، حیوانات هستند. دراین داستان ، حیوانات ، رفتار ، گفتار و شخصیّت های هم چون انسان دارند و در حقیقت نماینده ی شخصیّت های انسانی در داستان ها هستند؛ به این گونه داستان ها، داستان حیوانات یا فابل گفته می گویند.

کلیله و دمنه ، مرزبان نامه و موش و گربه عبید زاکانی مشهور ترین فابل های ادبیّات- فارسی هستند.

* کلیله و دمنه : اصل کتاب هندی است. نویسنده ی اصلی آن " دابشلیم هندی " است. به دستور انوشیروان توسّط " برزویه ی طبیب " به ایران آورده شد. در قرن دوم " ابن مقفّع " آن را به عربی ترجمه کرد . در قرن ششم ، " ابو المعالی نصراللّه منشی" ، دبیر بهرام شاه غزنوی، کلیله ی ابن مقفّع را با نثری زیبا و فصیح به فارسی ترجمه کرد. وی از خود هم چیز هایی برآن افزود و آن را کلیله و دمنه ی بهرام شاهی گذاشت. موضوع کتاب تمثیل ها و داستان هایی است از زبان حیوانات . چون دو فصل این کتاب در باره ی ماجرای دو شغال به نام های "کلیله و دمنه " است به همین نام ، نقل می شود. اسم اصلی این کتا ب " پنج تنتره " است. کتاب کلیله و دمنه در قرن چهارم توسّط " رودکی سمر قندی " به نظم کشیده شد.

مرز بان نامه : در اواخر قرن چهارم شخصی به نام " مرزبان بن رستم "کتابی به شیوه ی کلیله و دمنه فراهم آورد که مشتمل بر داستان ها و تمثیل های پند آموز از زبان جانوران بود. اصل این کتاب به زبان طبری ( گویش مازندران قدیم ) نوشته شده بود و بعد ها یکی از دانشوران عراق عجم به نام"سعد الدّین وراوینی " آن را به فارسی ترجمه کرد. این کتاب مشتمل بر نُه ( 9 ) باب و یک مقدمه است. نثر آن « بسیار مصنوع ( پیچیده و فنی ) است.

* مثنوی ( دو گانی ) : به قالب شعری گفته می شود که هر بیت آن قافیه ی جدا گانه داشته باشد.

---------------- * ---------------- *

--------------- + ------------ --- +

--------------- × --------------- ×

--------------- # ---------------- #

نکته طلایی : چون امکان نو یا تازه کردن قافیه در این قالب وجود دارد، بنا براین مثنوی مناسب ترین قالب

برای سرودن منظومه های بلند است. مثنوی یک قالب ایرانی است و در همه ی دوره ها وجود داشته است.

نکته طلایی : مثنوی از نظر درون مایه ( موضوع ) به انواع زیر تقسیم می شود.

1- حماسی : شاهنامه فردوسی 2- اخلاقی : بوستان سعدی 3- عرفانی : مثنوی معنوی مولوی ، حدیقه ی سنایی ، منطق الطیر عطّار نیشابوری 4- عاشقانه : لیلی و مجنون و خسرو شیرین نظامی گنجوی 5 - تاریخی : اسکندر نامه ی نظامی

نکته طلایی : فردوسی ، اسدی تو سی ، نظامی ، عطّار ، سنایی ، سعدی ، مولوی و جامی از مثنوی سرایان مشهور ادبیّات ِ گذشته ( سنّتی ) هستند.

نکته طلایی : پروین اعتصامی و شهریار از مثنوی گویان معاصرند.

نکته طلایی : " کلیله و دمنه ی منظوم رودکی " و " آفرین نامه " بو شکور بلخی از اوّلین مثنوی های شعر فارسی است.

* ادبیّات تعلیمی : ادبیّاتی است که درون مایه ی آن موعظه ، پند و اندرز است. هدف این نوع ادبیّات

رسیدن به سعادت و زندگی بهتر است. نام دیگر این ادبیّات ، ادبیّات اندرزی است.

نکته طلایی : مواعظ و اندرزها در شعر ، گاه به شیوه ی غیر مستقیم در قالب داستان و حکایت ها

در قالب مثنوی نمودار می شود امّا مفاهیم تعلیمی به طور مستقیم در قالب های شعری قطعه ، قصیده و غزل خود را نشان می دهد.

پ بخش دستور زبان فارسی

نکته طلایی : نشانه های استمرار در ماضی استمراری عبارتند از :

1- می + فعل : می زدم ، می شنیدم

2- همی + فعل : همی زدم ، همی خوردم

3- فعل ( اوّل شخص مفرد و سوم شخص جمع ) + ی : زرمی ( می زدم ) آمدندی ( می آمدند )

نکته طلایی : گاهی فعل ماضی استمراری در گذشته با دو نشانه ی استمرار می آمد.

می خوردمی همی زدمی

نکته طلایی : فعل های مانند : زدی ، خوردی ، دیدی ، بردی ، شنیدی و ... اگر با نهاد ( تو ) بیاید، ماضی ساده است. مثال : تو درس خواندی. در صورتی که با نهاد ( او ) بیاید، ماضی استمراری است.

او نامه نوشتی ( می نوشت ) او درس خواندی ( می خواند )

+ نوشته شده توسط غلام رضا نخعي در جمعه دوم دی 1390 و ساعت 17:9 |

الف – بخش معنا و مفهوم

* جملات و ابیات زیر را به زبان ساده و روان معنی نمایید.

1- به هر جانب برای احتیاط چشم می انداخت. 2- باقی ضمان خود را به ادا رسانم.

3- نه دانا تر آن کس که والا تر است / که والا تر است آن که دانا تر است.

4- نگهبان گنجی تو از دشمنان / وُدانش نگهبان تو جاودان


ب – بخش درک مطلب

1- در بیت : آن چه در علم بیش می باید / دانش ذات خویش می باید

تاکید شاعر بر چیست ؟

2- در بیت : که دانش ز تنگی پناه آورد / چو بیراه گردی به راه آورد

الف – منظور شاعر از ( تنگی ) چیست ؟ ب – " به راه آورد " کنایه از چیست ؟

3- در بیت " قدر وقت ار نشناسد دل و کاری نکند / بس خجالت که از این حاصل ایّام بریم " تاکید شاعر بر چیست ؟ بیتی بیاورید که با بیت داده شده تناسب معنایی داشته باشد


پ – بخش لغت

* لغات و واژه های زیر را معنی نمایید.

سر یر : صورت نبندد : بر اثر من : فراست :


ت – بخش لغات و اصطلاحات

1- مناسب تر ین قالب شعری برای سرودن منظومه های بلند چیست ؟

2- یک اثر ادبی نام ببرید که شیوه ی بیان آن فابل است ؟ ( با ذکر نویسنده )

3- چه کسی و در چه قرنی کلیله و دمنه را به نظم کشید ؟

4- مثنوی های زیر از چه کسانی است ؟

جام جم : آفرین نامه :

5- در بیت : " یار مردان ِ خدا باش که در کشتیِ نوح / هست خاکی که به آبی نخرد طوفان را "

دو زیبایی سخن معلوم سازید.


ث – بخش دستور زبان فارسی

* با توجّه به ابیات زیر به پرسش های آن پاسخ دهید.

همه شب در این امیدم که نسیمِ صبحگاهی / به پیام ِ آشنایان بنوازد آشنا را

هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق / ثبت است بر جریده ی عالم دوام ما

دل شود گر به علم، بیننده / راه جوید به آفریننده

1- بیت اوّل چند جمله دارد ؟ 2- نسیمِ صبحگاهی چه نوع ترکیبی است ؟ ( اضافی یا وصفی )

3- ( آشنا ) از نظر ساختار چه نوع واژه ای است ؟ 4- در بیت دوم مصراع اوّل نوع متمّم را معلوم سازید.

5- از فعل ( جوید ) صفت فاعلی ، اسم مصدر و صفت لیاقت بنا سازید.

6- با توجّه به ابیات مورد نظر نقش دستوری واژه های راه ، نسیم صبحگاهی ، ثبت و آشنا را بنویسید.

7- عشق عام است یا خاص ؟ 8- آشنا شناس است یا ناشناس ؟ 9- نوع پسوند ( ی ) در واژه ی-

( صبحگاهی) چیست ؟

10- نوع کلمات زیر را بنویسید. ( هفت قسم کلمات فارسی )

هرگز : بیننده : این : گر :

11- بیت سوم مصراع اوّل چند جزئی است ؟ 12- واژه ی ( صبحگاهی ) چند تکواژ دارد ؟ ( جزءِ معنی دار و بی معنی )


ج - حفظ شعر

* ابیات زیر را کامل کنید.

نبینی ز شاهان ............................ / ................................. راه ؟

------------------- دانا شوی ؟ / ----------------- چو دانا شوی ---------

+ نوشته شده توسط غلام رضا نخعي در جمعه دوم دی 1390 و ساعت 17:8 |

* اسم شناس : اسمی است که در نزد شنونده مشخص و معلوم باشد .

نکته طلایی 1 : تمامی اسم خاص ها ذاتاً شناس هستند. مثال : البرز ، سپیدرود ، شیراز ، رشت ، سبلان و ...

نکته طلایی 2 : اگر قبل از اسم ( این ، آن ، همین و همان ) بیاید ، آن اسم شناس می شود. مثال 1 : این ره که تو می روی به ترکستان است. ( ره ) اسم شناس مثال 2 : این خانه دور است. ( خانه ) اسم شناس

نکته طلایی 3 : اگر بعد از اسم نشانه ی مفعول ( را ) بیاید ، آن اسم شناس می شود. مثال : آب را گِل نکنیم.

مثال 2 : خاک را به هنر کیمیا کنیم. مثال 3 : ای خدا، این وصل را هجران مکن.

نکته طلایی 4 : اگر یک ترکیب اضافی داشته باشیم ، مضاف اسم عام باشد و مضاف الیه اسم خاص ، مضاف به پیروی از مضاف الیه ی خود شناس می شود.

شهر رشت ( شهر : خاص ، شناس ) شهر ( عام ، شناس ) کتاب گلستان ( گلستان : خاص و شناس )

کتاب ( عام ، شناس ) استان گیلان ( گیلان : خاص و شناس ) استان ( عام و شناس )

* اسم ناشناس : اسمی است که در نزد شنونده مشخّص و معلوم نباشد. من به شهری رفتم .

نکته طلایی 5 : اسم ناشناس دارای فرمول های زیر است.

1- اسم + ی : از دوستی کتابی در شهری خواستم. (دوست ، کتاب و شهر ) نا شناس هستند. )

2- یک + اسم : یک سخن تازه بگو، تا دو جهان تازه شود. یک چیز به دوستم هدیه دادم.

3- اسم + ی را : کتابی را به امانت گرفتم. سوا لی را از معلّمی پرسیدم.

نکته طلایی 6 : پسوند ( ی ) در مفاهیم مختلفی دیده می شود.

1- در مفهوم مصدری : خوبی ، بدی ، زشتی ، خود خواهی ، بد بینی ، جوانمردی و ...

2- در مفهوم نسبت : ابریشمی ، سفالی ، گِلی ، نخی ، گیلانی و ...

3- در مفهوم لیاقت : خوردنی ، دیدنی ، مردنی ، گرفتنی و ...

4- در مفهوم فعل اسنادی : تو عاقلی ( عاقل هستی ) تو مردی ( مرد هستی ) تو دیوانه ای ( دیوانه هستی )

5- در مفهوم استمرار : این پسوند مر بوط به دستور تاریخی است. خوردمی ( می خوردم ) زدندی ( می زدند ) کاشتمی ( می کاشتم ) خوردمی ( می خوردم )

نکته طلایی 7 : گاهی پسوند ( ی ) در معنای مفعولی است.

هدیه ی تقدیمی ( تقدیم شده ) نامه ی ارسالی ( ارسال شده ) راز پنهانی ( پنهان شده )

تیر پرتابی ( پرتاب شده )

نکته طلایی 8 : بعضی از اسم ها نه شناس هستند،نه ناشناس و هیچ یک از نشانه های آنان را ندارند به این گونه اسم ها اسم جنس گویند. من کتاب خواندم. ( کتاب ) او روزنامه گرفت. ( روز نامه ) تارا لباس پوشید. ( لباس )

نکته طلایی 9 : بعضی از اسم ها ، قابل لمس ، اندازه گیری و قابل تصویر سازی در ذهن نیستند. به این گونه اسم ها مفاهیم انتزاعی گویند. مثال : محبّت ، دوستی ، دوستی ، زیبایی ، مردانگی و ...

نکته طلایی 10 : در دستور تاریخی به مفاهیم انتزاعی اسم ( معنی ) می گفتند.

نکته طلایی 11 : بعضی از اسم ها قابل لمس ، اندازه گیری و قابل تصویر سازی در ذهن هستند، به این گونه اسم ها ( مفاهیم عام ) می گویند. مثال : کتاب ، دفتر ، فرش ، میز ، پدر ، پنجره و ...

* اسم از نظر ساختار : اسم از نظر ساختار یا ساده است یا غیر ساده. اسم ساده فقط یک جزء دارد و همان یک جزء معنی می دهد. مثال : کتاب ، شهر ، دفتر ، میز ، تابلو ، پرده و ...

نکته طلایی 12 : اسم هایی ماننند : سهراب ، اسفندیار ، دشوار ، دشمن ، بنگاه ، رادار ،تهمینه ، رستم ، مژه ، کوچه ، کلوچه و ... بر اساس زبان شناسی جدید ساده به شمار می روند.

نکته طلایی 13- اسم غیر ساده به سه قسمت تقسیم می شو.د : 1- اسم 2 - اسم مرکّّب 3- اسم مشتق مرکّّب

* اسم مشتق : اسمی است که فقط یک جزءِ آن معنی می دهدو یک یا چند جزءِ آن بی معنی است.

دانش ، لبه ، عروسک ، رفتار ، گریه، سازمان و ...

نکته طلایی 14: اسم مشتق به یکی از شیوه های زیر درست می شود :

1 - مشتق به کمک بن فعل ماضی : رفتار ، دیدار ، کردار ، ساختمان ، راندمان ، گفتمان و ...

2- مشتق به کمک بن فعل مضارع : سازمان ، اندیشه ، گریه ، ناله ، گیره ، ورزش ، دانش و ...

3- مشتق به کمک صفت : خوبی ، بدی ، دانایی ، بینایی ، درازا ، پهنا ، فراخا و ...

4- مشتق به کمک اسم : عروسک ، نمکزار ، بیمارستان ، گیلان ، قلمدان ، دانشگاه ، گلکده ، بیمارستان و ...

نکته طلایی 15 : وند هایی که اسم مشتق ساز هستند ، عبارتند از : ِش ، ار ، ه ، گاه ، زار ، سار ، گاه ، ستان ، دان ، ک ، مان ، الف و ...

* اسم مرکّب : اسمی است که از چند جزء ساخته می شود و تمام اجزای آن معنی مستقل می دهند. مانند : گلاب ، مدا د تراش ، خود کار ، سپید رود ، گلنوش ، گلشهد و ...

نکته طلایی 16 : اسم مرکّّب دارای یکی از فرمول های زیر است.

1- اسم + اسم : مهمان سرا ، مادر زن ، گلاب ، لاک پشت ، کتابخانه ، کباب سرا و ...

2- اسم + بن ماضی : کار کرد ، دست برد ، رهاورد و ...

3- اسم + بن مضارع : گِل گیر ، مداد تراش ، هوا پیما ، خط کش ، دزد گیر ، خاک انداز ، آب کش ، سرعت گیر

4- صفت + اسم : سیاه سرفه ، زرد کوه ، سپید رود ، پنج شنبه ، نوروز ، چهار راه و ... ( چهار : صفت شمارشی )

5- ضمیر مشترک ( خود ) + بن فعل مضارع : خود کار ، خود تراش ، خود نویس ، خود رو و ...

6- صفت + بن مضارع : روان نویس ، تند پز ، آرام پز

نکته طلایی 17 : به جزءِ معنی دار ، تکواژ آزاد و به جزءِ بی معنی تکواژه وابسته یا ( وند ) گویند.

نکته طلایی 18 : وند هایی که مشتق ساز هستند ، به آن وند اشتقاقی گویند.

نکته طلایی 19 : وند هایی که در ساختار واژه هیچ تاثیری ندارند ، به آ ن وندتصریفی گویند.

نکته طلایی20 : وند های تصریفی عبارتند از:1- نشانه های جمع ( ها ، ان ، ین ، ون ، ات ) 2- تر و ترین 3- ی نکره

+ نوشته شده توسط غلام رضا نخعي در جمعه دوم دی 1390 و ساعت 17:8 |

الف - بخش لغات ، اصطلاحات ، مفاهیم و نکات دستوری

1- دروازه ای به آسمان : آسمان نماد معنویّت و روحانی است. 2- دروازه ی آسمانی : ترکیب وصفی ، آسمانی : صفت نسبی است. 3- خونین شهر : وصفی مغلوب است. ( شهر خونین ) ولی خونین شهر دیگر صفت نیست ، بلکه اسم مشتق مرکّب است. 4- جست و جو : مشتق مرکّب و اسم مصدر است. 5- ملحق : با الحاق هم خانواده است.6- مردانِ مرد : اضافه ی ترجیحی است. در این اضافه مضاف ، بر مضاف ٌ علیه برتری دارد. مانند : شاهان ِشاه ، پهلوانانِ پهلوان۷- قا فله ای که به سوی عاشورا می رفت : به استقبال شهادت می رفت. 8- پندار ما این است که ما مانده ایم و شهدا رفته اند امّا حقیقت آن است که زمان ، ما را با خود برده است و شهدا مانده اند : اشاره به آیه ی قرآنی دارد که شهدا زنده اند و در نزد خدایشان روزی می خورند. 9- محفوظ : حفظ شده ، با حفاظ ، حفاظت و حافظ هم خانواده است. 10- قافله : اسم جمع است. چه در صلح و چه در جنگ : حرف ( چه ) حرف پیوند مزدوج مرکّب است. 11- می انگارند : مضارع اخباری۱۲- سر چشمه ی جاودانگی : پسوند ( ی ) در جاودانگی مصدر ی است. 13- از آسمان آتش بارید : آتش اشاره به بمب با را ن دشمن دارد.. 14- حیا ت معمول شهر متوقّف شد . حیات معمول شهر : گروه نهادی / متوقّف : مسند. 15- کشتی ها به گِل نشستند : کنایه از این دارد که اقتصاد شهر از رونق افتاد. قفنوس وار : مثل ققنوس، پسوند ( وار ) پسوند شباهت است. ققنوس پرنده ای افسانه ی که به هنگام مرگ خود را به آتش می زند واز خاکسترش پرنده ای دیگر به دنیا می آید. در ادبیّات فارسی معادل پرنده ی سیمرغ است. این مرغ نماد فرهنگ و هویّت ملّی است.۱۶- نخل های نیم سوخته : ترکیب وصفی ، نیم سوخته صفت مفعولی است. 17- عجب از این عقل باژ گونه که ما را در جست و جوی شهدا به قبرستان می کشانَد : اشاره به این دارد که شهدا را باید در دل جست و جو کرد نه در گوشه ی قبرستان. 18- خرّمشهر شقایقی خون رنگ است که داغ جنگ در سینه دارد. : تشبیه و استعاره مکنیّه از نوع تشخیص دارد. ابتدا نویسنده خرّمشهر را به شقایق تشبیه کرده است. سپس خرّمشهر را به مادر مصیبت زده تشبیه کرده که داغ فرزند در دل د ارد. 19- تداعی : به یاد آوردن ، از یک معنی به معنی دیگر پی بردن 20- مقرّ : قرار گاه۲۱-جمله ی : هرکس می تواند، بایستد و هرکس نمی تواند ، برود : این سخنِ شهید محمّد جهان آرا است. در این سخن شهید " جهان آرا " اشاره به سخن امام حسین ( ع ) دارد که در شب عاشورا خطاب به یاران خود فرمودند. 22- معارج : جمع معراج ، نردبان ها 23- امام عشق یا امام عاشقان : تعبیری مناسب از امام حسین ( ع ) است.

ب بخش دانش های ادبی

۱- مونولوگ چیست ؟ در نخستین جملات درس سوم ( دروا زه ای به آسمان ) نویسنده با خویش سخن می گوید.به این گفتار درونی " مونولوگ " گویند. از مونولوگ می توان در منا جات نامه ها، نیایش ها و مرثیه ها بهره گرفت.

نکته طلایی : اگر گفت و گو با دیگران باشد، به آن "دیالوگ " گویند از دیالوگ می توان در داستان ها ، نمایش نامه ها و فیلم نامه ها بهره گرفت.

۲- شهید سیّد مرتضی آوینی : شهید مرتضی آوینی در سال 1326 متولّد شد. او نویسنده ، فیلم ساز و سر دبیر مجلّه ی سوره بود. از فیلم های او می توان به خان گزیده ها ، حقیقت ، و روایت فتح و سراب اشاره کرد. وی در سال 1372 در منطقه ی فکّه به شهادت رسید.

پ دستور زبان فارسی

انوع واژه ی چون : ۱- (چون ) اگر به معنی مثل و مانند باشد، حرف اضافه است.

مثال : چون شیر به خود سپه شکن باش / فرزند خصال خویشتن باش.

۲- ( چون ) اگر به معنی چگونه ؟ و چرا ؟ باشد، قید پرسشی است.

مثال : چون نپرسی این تماثیل از کجا آید پدید؟

۳- ( چو ن ) اگر به معنی وقتی که ، هنگامی که و زیرا باشد، حرف پیوند است.

مثال : اینک ای خوب ، فصل غریبی سرآمد / چون تمام غریبان تو را می شناسند

+ نوشته شده توسط غلام رضا نخعي در جمعه دوم دی 1390 و ساعت 17:4 |

الف بخش لغات ، اصطلاحات ، مفاهیم ، آرایه ها و نکات دستوری

رنگ بهاران ( صفحه های20 و 21 )

* درسینه ام دو باره غمی جان گرفته است / " امشب دلم به یاد شهیدان گرفته است "

1- سینه : مجازاً به معنی قلب است. فرق مجاز با استعاره در این است ، مجاز را نمی توان به تشبیه تبدیل کرد ولی استعاره را می توان به صورت تشبیه آورد.

مثال : ایران در جام ملّت های آسیا شرکت می کند. ایران مجازاً به معنی تیم فوتبال است و نمی توان گفت ایران مانند تیم فوتبال است.

مثال : گل زندگی ام به من قدرت ماندن می دهد. گل زندگی استعاره از فرزند است و می توان گفت، فرزند مانند گل به زندگی طراوت می دهد. 2- دوباره : قید تکرار 3- غمی : نهاد 4- جان : مفعول است زیرا قابل گسترش پذیری است . جانی تازه گرفته است. 5- امشب : قید زمان 6- یاد : متمّم و شهیدان وابسته به متمّم و مضاف علیه است. 7- گرفته است : ماضی نقلی است. در مصراع دوم به معنی اندوهگین و ناراحت شدن است. در بیت جناس تام وجود دارد زیرا فعل گرفته است در دو معنا آمده است.

* تا لحظه های پیش دلم گور سرد بود / اینک به یمنِ یادِ شما جان گرفته است.

1- تا : حرف اضافه است زیرا معنای فاصله ی زمانی می دهد. 2- لحظه ها : متمّم 3- دلم گور سرد بود : کنایه دارد. به معنی بی احساس بودن، حسّی نداشتن. 4- دلم : گروه نهادی 5- گور سرد : گروه مسندی 6- یمن : برکت7- اینک : قید زمان

* در آسمان سینه ی من ابرِ بغض خفت / صحرای دل بهانه ی باران گرفته است

1- آسمان سینه : تشبیه بلیغ اضافی است. سینه مانند آسمان فراخ است. 2- سینه مجازاً به معنی قلب است.

3- ابر بغض خفت : استعاره مکنیّه دارد. در مصراع اوّل اشاره به غصّه دار بودن شاعر دارد که هر لحظه می خواهد خود را از این غم و اندوه رها سازد. 4- در مصراع دوم استعاره مکنیّه وجود دارد. شاعر صحرای دل را به کودکی لجباز تشبیه کرده ، سپس یکی از لوازم کودک لجباز را که همان بهانه گیری است به همراه مشبّه آورده است. 5- صحرای دل : تشبیه بلیغ اضافی است. 6- بین واژه های ابر، باران ، آسمان تناسب یا مراعات نظیر دیده می شود. 7- مصراع دوم کنایه از گریه کردن است.

* از هر چه بوی عشق ، تهی بود خانه ام / اینک صفای لاله و ریحان گرفته است.

1- بوی عشق : حسّامیزی دارد. بو : حسّ بویایی عشق : حسّ درونی 2- خانه : استعاره مصرّحه از دل است. 3- بین واژه های بو، لاله و ریحان تناسب وجود دارد. 4- صفا : مفعول 5- لاله و ریحان : وابسته به صفا و مضاف علیه است.

* دیشب دو چشم پنجره در خواب می خزید / امشب سکوت پنجره پایان گرفته است.

۱- پنجره : دریچه ای از درون به برون و نشانگر احساس و ارتباط و حقیقت است. 2- دو چشم پنجره در خواب می خزید : به دنبال حقیقت بودن 3- سکوت پنجره پایان گرفته است : کنایه از : به آگاهی و به حقیقت رسیدن 4- بین واژه های دیشب ، امشب ، خواب تناسب وجود دارد. 5- در بیت آرایه ی تکرار دیده می شود. ( پنجره ) 6- بین واژه های چشم و پنجره تناسب دیده می شود. 7- سکوت پنجره : استعاره مکنیّه از نوع تشخیص دارد.شاعر ابتدا پنجره را به انسان عاقل تشبیه کرده و یکی از لوازم انسان عاقل را که همان سکوت است با پنجره همراه کرده است.

* امشب فضای خانه ی دل ، سبز و دیدنی است / در فصل زرد، رنگ بهاران گرفته است.

1- فضای خانه ی دل : گروه نهادی 2- سبز و دیدنی : گروه مسندی است. 3- سبز : صفت بیانی ساده 4- دیدنی : صفت لیاقت 5- فصل زرد : هنگام یاس و نا امیدی 6- در فصل زرد ، رنگ بهاران گرفته است : یاس و نا امیدی تبدیل به امید شد. 7- بین واژه های زرد ، سبز ، فصل و بهاران تناسب دیده می شود. 8- بین واژه های زرد و سبز : تضاد معنایی وجود دارد. زرد : نا امیدی سبز : امید 9- پسوند ( ان ) در بهاران پسوند زمان است.

" از آسمان سبز ، سلمان هراتی "

سیرت سلمان

1- بر لشکری امیر بود : فرمانده ی لشکر بود. 2- رعایا : جمع رعیت ، عموم مردم، مردم فرمان بردار 3- توبره : کیسه ی بزرگ 4- در قدمِ او افتاد : به زیر پای سلمان افتاد 5- به سه وجه : به سه علّت ، به سه دلیل ، واژه ی سه صفت شمارشی است. 6- از بهرِ : حرف اضافه است. 7- هیچ اندیشه مدار : هیچ ، صفت مبهم است. اندیشه مدار : نترس . در قدیم اندیشیدن به معنی ترسیدن بوده است.

سلمان فارسی علّت خدمت به عموم مردم را در سه چیز می داند : 1- ترک غرور و خود خواهی 2- خشنود کردن دل ها 3- انجام وظیفه در خدمت به مردم

" روضه ی خلد ، مجدخوافی"

* به دانش فزای و به یزدان گرای / که او باد جان تورا رهنمای

1- دانش : اسم مصدر 2- به دانش و به یزدان : متمّم 3- رهنمای : در بیت به معنای نگهبان و مراقب

دانش و دین داری نگبهان و مراقب جان تو است.

جوانان و فرهنگ ( 23 تا 27 )

1- تر بیت : مصدر عربی است و بدون تشدید می آید. 2- فضیلت : با فضل ، فاضل ، فضول هم خانواده است. 3- خواندن و نوشتن : مصدر هستند ( بن ماضی + ن ) 4- قوانین : جمع مکسّر عربی 5- کوشش : اسم مصدر ( بن مضارع + ِش ) 6- دست یازیدن : قصد کردن ، دست انداختن به چیزی 7- کار های ننگین و شرارت آمیز : ترکیب وصفی است. 8- شرارت آمیز : بد کرداری ، آمیخته به فتنه و بدی 9- آموزش : اسم مصدر از مصدر آموختن 10- پسوند ( ی) در دادگری در معنای مصدری است. 11- خو گرفتن : عادت کردن ، انس گرفتن

12- پرورش : اسم مصدر 13- قناعت : صرفه جویی 14- انحطاط : پست شدن ، فرو افتاد ن 15- مقهور : شکست خورده در معنا صفت مفعولی است. 16- اقتدار : قدرت داشتن ، توان مندی 17- واژه های : کشش ، کوشش ، آموزش و ... اسم مصدر هستند. 18- توقّع : انتظار داشتن 19- خصوصیّت طبیعی و اقلیمی : ترکیب وصفی هستند. 20- منابع زیر زمینی و داده های طبیعی : ترکیب وصفی هستند. 21- نیرو ی انسانی : ترکیب وصفی ، انسانی : صفت نسبی 22- پرسیده شود : فعل مجهول است. در این فعل عمل انجام کار به مفعول جمله نسبت داده می شود و کننده ی کار ندارد.

مثال 1 : معلّم درس می پرسد ( می پرسد : فعل معلوم ) درس پرسیده می شود. ( پرسیده می شود : فعل مجهول )

23- ذخایر زیر زمینی : ترکیب وصفی ، ذخایر : جمع مکسّر و مفرد آن ذخیره است. 24- منابع : جمع منبع 25- هدر : از بین بردن ، هرز رفتن 26- مراقبت خاصّی : ترکیب وصفی 27- مقدور : آن چه در قدرت شخص باشد، امکان پذیر

*چو دخلت نیست ، خرج آهسته تر کن / که می خوانند ملّاحان سرودی :

اگر باران به کوهستان نبارد / به سالی دجله گردد خشک رودی " سعدی "

1- دخل : درآمد ، روزی 2- خرج آهسته تر کن : به اندازه خرج کن ، قناعت را پیشه ی خود ساز 3- ملّاحان : ملوانان ، کشتیبانان 4- سرود : مفعول 5- باران : نهاد 6- کوهستان : متمّم قیدی ، ستان در واژه ی کوستان پسوند مکان است. 7- نبارد : از مصدر باریدن است. 8- به سال : در یک سال ، قید زمان است. 9- خشک رودی : ترکیب وصفی مقلوب است. ( رود خشک ) در جمله نقش مسندی دارد. 10- دجله : مجازاً به معنای رود است و نقش دستوری نهاد دارد.

* پیام شعر : با توجّه به متن درس می خواهد بگوید ، اگر از ثروت و منابع خدا دادی خود مراقبت نکنیم و بدون فکر و اندیشه آن را مصرف نماییم ،در آینده ی نزدیک همه ی ثروت خود را از دست خواهیم داد.

28- آشفتگی ذهنی : ترکیب وصفی 29- مایه می گیرد : زاده می شود، به وجود می آید، بارور می شود. 30- وهله : مرحله، دفعه و بار 31- قریحه : ذوق و استعداد 32- برنامه ریزی : مشتق مرکّب ( اسم ) 33- آموزه : اسم مصدر به معنی آموزش و یاد گرفتن 34- آموزه های اخلاقی : ترکیب وصفی 35- توقّع : انتظار داشتن

* گهر، بی هنر زار و خوار است و سست / به فرهنگ باشد روان ، تندرست " فردوسی "

1- گهر : مجازاً به معنی ثروت و دارایی است. 2- خوار : کوچک و بی ارزش 3- زار : ناتوان، رنجور ، ضعیف 4- سست : لرزان 5- فرهنگ : دانش ، تربیت ،مجموعه ای از آداب و سنن دینی و ملّی یک سر زمین 6- روان : روح 7- تندرست : سالم .

* ثروتِ بدون دانش اندوزی بی فایده و بی ارزش است / روح و روان با تربیت و دانش اندوزی سالم می ماند.

* قدر وقت ار نشناسد دل و کاری نکند / بس خجالت که از این حاصل ایّام بریم " حافظ "

1- قدر وقت : ارزش وقت 2- ار : به معنی اگر ، حرف پیوند وابسته ساز است. 3- خجالت : شرمندگی 4- ایّام : جمع مکسّر یوم به معنی روز ها

معنی و مفهوم : اگر انسان از لحظه های عمر خود به درستی بهره نبرد ، جزء شرمندگی و حسر ت حاصلی برایش نخواهد داشت. این بیت با ابیات زیر تناسب معنایی دارد :

هر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمار / کس را وقوف نیست که انجام کار چیست ؟

" حافظ "

پنج روزی که در این مرحله فرصت داری / خوش بیاسای زمانی که زمان این همه نیست. " حافظ "

ب بخش دانش های ادبی

* محمّد علی اسلامی ندوشن : در سال (304 1 ) در ندوشن یزد دیده به جهان گشود. وی با انتشار دو مجموعه شعر گناه و چشمه به عنوان شاعر شناخته شد. بعد از مدّتی از شعر کناره گرفت و به نویسندگی رو آورد. نثرش زیبا ، روان و جذّاب است. وی در عرصه ی نویسندگی و در فنّ ترجمه موفّق بود. آثار وی عبارت اند از : 1- در کشور شورا ها 2- کارنامه ی سفر چین 3- آزادی مجسّمه 4- صفیر سیمرغ ( = فریاد ). وی کتابی در موضوع حسب ِحال دارد به نام " روز ها "

* تضمین : هرگاه شاعر یا نویسنده ، مصراع یا چند بیت یا سخن شاعر یا نویسنده ی دیگر ی را در ضمن شعر یا نوشته ی خود بیاورد، به آن " تضمین " گویند. تضمین بر دو گونه است: 1- تضمین آشکار 2- تضمین پنهان

در تضمین آشکار، شاعر و نویسنده به نامِ شاعر یا نویسنده ای که از او مصرع یا بیت یا سخنی آورده، اشاره می کند ولی در تضمین پنهان به این دلیل که شعر یا نوشته بسیار مشهود ( = واضح ) است به نام شاعر یا نویسنده اشاره نمی شود.

پ بخش نکات دستوری

فعل مضارع در معنای فعل ماضی : گاهی برای سخن کسی که در زمان گذشته زندگی می کند ، فعل را در زمان حال می آوریم و این به این معنا است که آن شعر یا سخن هم چنان زنده و اثر گذار است.

حضرت علی ( ع ) می فرماید : " فرصت ها چون ابر برما می گذرند، آن ها را در یابید" .

اضافه ی ترجیحی : هرگاه مضاف بر مضافٌ علیه برتری داشته باشد، به آن اضافه ی ترجیحی گویند.

مردانِ مرد پهلوانانِ پهلوان حاکمانِ حاکم

نکته : گاهی جای مضاف با مضاف علیه عوض می شود. حاکمِ حاکمان مردِ مردان پهلوانِ پهلوانان

صفت فاعلی مرکّب مرخّم : صفت های فاعلی که با فرمول ( بن مضارع + نده ) درست می شوند ، هرگاه واژه ای به اوّل آن آید پسوند ( نده ) از آخر حذف می گردد به این نوع صفت ، صفت فاعلی مرکّب مرخّم گویند.

دادن ( دهنده ) روزی ده کوشیدن ( کوشنده ) سخت کوش دیدن ( بیننده ) تیز بین

صفت مفعولی مرکّب مرخّم : هرگاه به اوّل صفت مفعولی واژه ای آورده شود، پسوند ( ه ) از آخر حذف می گر دد. به این نوع صفت ، صفت مفعولی مرکّب مرخّم گویند.

بافتن ( بافته ) زر بافت ؛ یعنی، با زر بافته شده ساختن ( ساخته ) نو ساخت ؛ یعنی، نو ساخته شده

آلودن ( آلوده ) خون آلود ؛ یعنی، آمیخته به خون

+ نوشته شده توسط غلام رضا نخعي در جمعه دوم دی 1390 و ساعت 17:3 |

ا ز خدا جوییم توفیق ادب

الف بخش مفاهیم و درک مطلب

۱- منظور شاعر از مصراع " در آسمان سینه ی من ابرِ بغض خفت " چیست ؟

۲- در عبارت " خرّمشهر شقایق خون رنگ است که داغ جنگ بر سینه دارد. "

الف چرا شاعر خرّمشهر را به شقایق تشبیه کرده است ؟

ب - چه رابطه ای بین شقایق و داغ وجود دارد ؟

۳- در بیت " به دانش فزای و به یزدان گرای / که او باد جان تورا راهنمای "

دانش آموز ارجمندم ! واژه ی راهنما امروزه به معنای هدایت گر و نشان دهنده ی راه است.

در قدیم این واژه به چه معنا بوده است ؟

۴- دربیت " درسینه ام دو باره غمی جان گرفته است / " امشب دلم به یاد شهیدان گرفته است "

معنای دو گانه فعل " گرفته است " را بنویسید.

ب بخش لغات و اصطلاحات

* لغات و اصطلاحات زیر را معنی کنید.

مقرّ : جزع : چشم روشن کردن: اَحزان :

پ بخش دانش های ادبی

۱- سه ویژگی از ویژگی های شعری سلمان هراتی را بنویسید.

۲- آثار زیر از چا کسانی است ؟

روضه ی خلد: آز آسمان سبز : حقیقت : تنفّس صبح :

۳- در متن زیر آرایه های استعاره مصرّحه، تشبیه ، تناسب ، مجاز ، حسّامیزی ، تشبیه و کنایه را مشخّص نمایید.

الف - خرّمشهر مادری بود که فرزندان خویش را زیر بال و پر گرفته بود.

ب - از هر چه بوی عشق ، تهی بود خانه ام / اینک صفای لاله و ریحان گرفته است.

ج درسینه ام دو باره غمی جان گرفته است.

ت بخش دستور زبان فارسی

۱- با توجّه به ابیات : پرسش تشنگی را تو آبی ، جوابی / ریگ های بیابان تو را می شناسند

نصیحت گوش کن جانا، که از جان دوست تر دارند / جوانان سعادتمند پند پیر دانا را

۱- کلّ دو بیت چند جمله دارد ؟ ۲- پسوند ( ی ) در تشنگی چه نوع پسوندی است ؟

۳- سعادتمند و جوانان از نظر ساختار چه نوع واژه ایی هستند؟ ۴- واژه ی پند شناس است یا ناشناس ؟

۵- نوع دستوری کلمات ( پرسش و که ) را بنویسید. ( اسم ، صفت ، قید ، ضمیر و ... )

۶- از فعل ( می شناسند ) صفت لیاقت و صفت فاعلی مرکّب مرخّم بنا سازید.

۷- نقش دستوری واژه های مشخّص شده را بنویسید. ( نهاد، مفعول ، مسند ، متمّم و ... )

+ نوشته شده توسط غلام رضا نخعي در جمعه دوم دی 1390 و ساعت 17:2 |

الف بخش مفاهیم و درک مطلب

۱- کنایه های زیر را معنی کنید.

الف - دامن از خاک بر چیدن ب - انگار قند در دل محسن آب کردند.

۲- منظور شاعر از بیت " سخن را سر است ای خردمند و بن / میاور سخن در میان سخن " چیست ؟

۳-در بیت " نه محقّق بود نه دانشمند / چارپایی بر او کتابی چند "

الفچه تفاوتی بین واژه ی دانشمند و محقّق است ؟ب -این بیت در وصف چه کسانی است ؟

۴- در مصراع " از ظلمت خود رهایی ام ده / با نور خود آشنایی ام ده "

الف معنای دو گانه ی واژه ی( خود ) را بنویسید. ب منظور شاعر از ظلمت چیست ؟

ب بخش لغات و اصطلاحات

* لغات و اصطلاحات زیر را معنی کنید.

تَعَب : بدیع : چرنکه : مصادف با اربعین حسینی بود:

پ بخش دانش های ادبی

۱- استاد غزل های عارفانه چه کسی است ؟ 2- درون مایه ( موضوع ) غزل اجتماعی چیست ؟ 2 مورد

۳- باب چهارم گلستان در چه موضوعی است ؟

۴- نوع سجع را در عبارت زیر معلوم سازید.

ملک از خردمندان جمال گیرد و دین از پرهیز گاران کمال یابد

۵- نوع زیبایی سخن را در بیت زیر معلوم سازید ( 2 مورد )

ما برون را ننگریم و قال را / ما درون را بنگریم و حال را

۶- آثار زیر از چه کسانی است ؟

جامع التّواریخ : سرود سپیده :

۷- منظور از واقع گرا بودن گلستان چیست ؟

ت بخش دستور زبان فارسی

۱- نوع صفت را در جملات زیر معلوم سازید.

الف - بنیاد های فکری و فرهنگی ب خبر موفّقیّت دوستم شنیدنی بود.

۲- از مصدر ( سوختن ) اسم مصدر ، صفت فاعلی ، صفت مفعولی و بن مضارع بنا سازید.

۳- نوع متمّم را در جملات زیر معلوم سازید.

الف - در کارگه کوزه گری رفتم دوش ب دلش لبریز از محبّت بود.

۴- نوع گذر و نا گذر بودن افعال زیر را بنویسید.

الف خوابیده است ب - پوشیده باشد.

۵- فعل ( خوابید) را با قانون گذرای سببی از دو جزئی به سه جزئی تبدیل کنید.

۶- با توجّه به بیت " گهر بی هنر زار و خوار است و سست/به فرهنگ باشد روان ، تندرست.

نقش دستوری واژه های مشخّص شده را بنویسید. ( نهاد، مفعول ، متمّم ، مسند و ... )

+ نوشته شده توسط غلام رضا نخعي در جمعه دوم دی 1390 و ساعت 17:1 |

الف بخش لغات ، اصطلاحات و نکات دستوری و ادبی

* چشمه های خروشان تو را می شناسند / موج های پریشان تو را می شناسند

۱- چشمه های خروشان : ترکیب وصفی ، خروشان : صفت فاعلی حالیّه است.۲- موج های پریشان : ترکیب وصفی ۳ - بین واژه های خروشان و موج تناسب وجود دارد. ۴- تو را می شناسند : ردیف است. می شناسند : مضارع اخباری است. ۵- منظور از چشمه های خروشان وموج های جوشان انسان آزاده ، پاک و صادق هستند.

* پرسش تشنگی را تو آبی ، جوابی / ریگ های بیابان تو را می شناسند

۱- پرسش : اسم مصدر از مصدر پرسیدن ۲- تشنگی : تشنه بودن ، واژه معنی مصدری می دهد، پسوند ( ی ) مصدری است. پرسش تشنگی : استعاره مکنیّه دارد. ۳- ریگ های بیابان : ترکیب اضافی است. منظور شاعر از ریگ های بیابان همان انسان های درد مند هستند. ۴- بین واژه های تشنگی و آب و بیابان و آب تناسب دیده می شود.

* نام تو رخصت رویش است و طراوت / زین سبب برگ و باران تو را می شناسند.

۱- رخصت : اجازه ، دستور ۲- رویش : از مصدر روییدن ، اسم مصدر است. ۳- طراوت : تازگی ، نشاط ، شادابی ۴- بین واژه های باران و رویش تناسب دیده می شود. باران نماد پاکی است. ۵- زین سبب : از این سبب

نکته طلایی : در این بیت آرایه ی حُسن تعلیل دیده می شود. در مصراع دوم آرایه ی تشخیص دیده می شود.

* هم تو گل های این باغ را می شناسی / هم تمام شهیدان تو را می شناسند

۱- ( هم )به معنی هم چنین قید تاکید است. ۲- این باغ : یک ترکیب وصفی است. ( این ) صفت اشاره است. ۳- می شناسی : مضارع اخباری ۴- تمام شهیدان : گروه نهادی ۵- تو : ضمیر شخصی جدا ، مفعول جمله است.

* اینک ای خوب ، فصل غریبی سر آمد / چون تمام غریبان تو را می شناسند

۱- اینک : قید زمان ۲- ای خوب : شبه جمله ، خوب، صفت جانشین اسم ، منظور امام رضا ( ع ) ۳- سرآمد : به پایان رسید ۴- چون : به معنی ( زیرا ) حرف پیوند است. ۵- بین واژه های غریب و می شناسند ، تناسب دیده می شود.

* کاش من هم عبور تورا دیده بودم / کوچه های خراسان تو را می شناسند

۱- کاش : قید افسوس و آرزو ۲- هم : به معنی هم چنین یا نیز : قید تاکید است. ۳- دیده بودم : ماضی بعید ۴- بین واژه های عبور و کوچه تناسب وجود دارد.

قیصر امین پور


* میلاد گل و بهار جان آمد / بر خیز که عیدِ می کِشان آمد

۱- میلاد گل : اشاره به حضرت مهدی ( عج ) میلاد گل و بهار جان : گروه نهادی ۲- عید می کِشان : عید عاشقان ، دلدادگان به امام زمان ( عج ) ۳- بر خیز : فعل امر از مصدر برخاستن

* خاموش مباش زیر این خِرقه /بر جان جهان ؛ دو باره جان آمد

۱- خرقه : لباس ، جامه ی عارفان و عاشقان ۲- جان جهان : جناس ناقص افزایشی ۳-مصراع اوّل یک طنز لطیف دارد ، شاعر ( امام خمینی ره ) معتقد است که باید از لباس ریا خود را بیرون آورد. در ادب عرفانی بعضی از واژه ها معنای عکس می دهد. به عنوان مثال : خرقه که یک لباس درویشی و عارفانه است ولی در عرفان لباس ریا کارانه است ۴- جان ، جان :.به نظرمی رسد در مصراع دوم بین دو واژه ی ( جان ) آرایه ی جناس تام دیده می شود. ۵- بیت دارای واج آرایی حرف ( ج ) است.

* گلزار عیش ، لاله باران شد / سلطان زمین و آسمان آمد.

۱- گلزار : نهاد ۲- عیش : خوشی در جمله نقش متمّی دارد. ۳- لاله باران : مسند ۴- لاله باران : بارانی از لاله ، تشبیه دارد. ۵- سلطان زمین و آسمان : گروه نهادی ۶- در مصراع دوم آرایه ی تضاد یا طباق دیده می شود.

* آماده ی امر و نهی و فرمان باش / هشدار، که مَنجی جهان آمد

۱- آماده ی امر و نهی و فرمان : گروه مسندی است ؛ زیرا جمله اسنادی است. ۲- هشدار : آگاه باش ، جمله ی یک جزئی بی فعل است. ۳- منجی : نجات بخش ۴- منجی جهان : منظور حضرت مهدی ( عج ) است.

امام خمینی (ره)


ب - بخش دانش های ادبی

* قیصر امین پور: از شاعران برجسته ی انقلاب اسلامی ، مجموعه ی شعر های او عبارتند از :به قول پرستو ، در کوچه ی آفتاب ، تنفّس صبح ، آینه های ناگهان

قیصر امین پور درسال 1386 در گذشت.

* غزل : به قالب شعری گفته می شود که دو مصراع اوّل بیت با مصراع های زوج شعر هم قافیه باشد.

--------------- + / --------------+

---------------- / --------------+

---------------- / ------------- +

----------------- / --------------+

----------------- / -------------+

نکته ی طلایی : غزل بیش تر به بیان احساس و عاطفه، فراق و جدایی و عشق و عرفان می پردازد.

نکته ی طلایی : غزل از نظر شکل ترسیمی با قصیده برابر است؛ یعنی طرز قرار گرفتن قافیه در غزل و قصیده مانند هم است ولی از دو جهت با هم فرق دارند. ۱- از نظر تعداد ابیات ۲- از نظر موضوع یا درون مایه

نکته ی طلایی : قصیده بیش تر به مدح و ستایش و توصیف طبیعت می پردازد.

نکته ی طلایی : غزل عاشقانه را سعدی و غزل عارفانه را مولانا جلال الدین به اوج رسانید. امّا با ظهور حافظ غزل محتوایی نو می یابد . او غزل های عارفانه را با هنرمندی با مضامین عاشقانه آمیخت.

نکته ی طلایی : از مشروطه به بعد غزل جنبه ی اجتماعی نیز به خود می گیرد و کسانی چون فرّخی یزدی به سرایش غزل اجتماعی می پردازند.

نکته ی طلایی : مولوی ، سعدی ، حافظ ، صائب تبریزی غزل سرایان برتر گذشته و رهی معیّری و شهریار از غزل سرایان مشهور معاصرند.

* حسن تعلیل : هر گاه شاعر برای موضوعی دلیل غیر منطقی ولی ادیبانه بیاورد، به این زیبایی سخن حسن تعلیل گویند. دربیت سوم شعر ( آب و آیینه ) شاعر دلیل رشد و طراوت گیاهان را از نام مقدّس حضرت علی(ع) می داند درصورتی که می دانیم دلیل واقعی این این رشد چیز دیگری است.

مثال : تا چشم بشر نبیندت روی / بنهفته به ابر چهردل بند

شاعر در این بیت معتقد است برای این که چشم انسان های حسود چهره دماوند را نبینند ، او خود را در پشت ابر پنهان نموده است. حال می دانیم پنهان شدن کوه دماوند در پشت ابر به خاطر بلندی کوه است نه چشم حسادت دیگران!


پ – بخش نکات دستوری

صفت ها یا پیشین هستند یا پسین. صفت های پیشین عبارتند از : ۱- صفت اشاره : این زندگی ۲- صفت شمارشی: هفتمین امام ، هفت دانش آموز ۳- صفت پرسشی : کدام شهر؟ ۴- صفت عالی : بهترین خاطره ۵- صفت مبهم : هرگلی ۶- صفت تعجّبی : چه باغ زیبایی دیدم !

صفت های پسین عبارتند از : ۱- صفت فاعلی : نلان ، دانا ، خریدار ، آموزگار ، آفریدگار ۲- صفت مفعولی : زده ، خورده شده ۳- صفت نسبی : گنجینه ، ابریشمی ،کودکانه ، سفالین ۴- صفت شمارشی : پنجم ، هفتم ۵- صفت لیاقت : خواندنی ، دیدنی

نکته ی طلایی : صفت تفضیلی ( صفت برتر ) نه جزءِ وابسته های پیشین است نه جزءِ وابسته های پسین است.

نکته ی طلایی : گاهی صفت تفضیلی در معنای صفت عالی است.

مثال : او از همه عاقل تر است. ( عاقل ترین فرد )

+ نوشته شده توسط غلام رضا نخعي در جمعه دوم دی 1390 و ساعت 17:0 |

1- در بیت : از ظلمت خود رهایی ام ده / با نور خود آشنایی ام ده

الف - منظور شاعر از ظلمت چیست ؟ ب نوع جناس در بیت مورد نظر معلوم سازید و تفاوت معنایی آن را بنویسید.

2- کدام از از افعال زیر دوجهی است ؟ ( گاهی گذرا به مفعول و گاهی ناگذر )

1- گداخت ( ) 2- پرید ( ) 3- شنید ( ) 4- خواند ( )

3- در کدام گزینه فعل اسنادی دیده نمی شود ؟

1- با بدان بد باش و با نیکان نکو ( ) 2- ای نام تو بهترین سرآغاز ( )

3- در کلبه ی ما رونق اگر نیست ، صفا است . ( ) 4- پای ما لنگ است و مقصد بس دراز ( )

4- در بیت زیر کدام زیبایی سخن مشهود است ( آشکار )

عشق با دشوار ورزیدن خوش است / چون خلیل از شعله گل چیدن خوش است

5- نقش دستوری واژه های زیر را بنویسید. ( نهاد، مفعول ، مسند ، متمّم و ... )

هرکه دانای رموز زندگی است / سرّ اسمای علی داند که چیست ؟

هرکه : ( ) دانای رموز زندگی : ( )

سّر : ( ) چه در واژه ی چیست : ( )

6- آثاز مقابل از چه کسانی است ؟ سرود درد: منشآت :

7- سه ویژگی بارز هر تحمیدیّه را بنویسید. ( بارز : آشکار )

8- در ادبیّات جهان آثار ادبی بر اساس محتوا و اندیشه صاحب اثر به چند دسته تقسیم می شود ؟ نام ببرید.

9- واژه ها و اصطلاحات زیر را معنی کنید.

مونس : طلعت : مبین : اُ سطُر لاب :

10- در بیت : هم تو به عنایت الهی / کوته ز درت دراز دستی

منظور شاعر از ( دراز دستی ) چیست ؟

11- نوع متمّم را در جملات زیر معلوم سازید.

الف دلش لبریز از محبّت است. ب - او در کتابخانه درس می خواند.

12- در ترکیبات : ( ادبیّات انقلاب، انقلاب ادبیّات ) کدام زیبایی سخن دیده می شود ؟ با توضیح

+ نوشته شده توسط غلام رضا نخعي در جمعه دوم دی 1390 و ساعت 16:59 |

1- با توجّه به بیت " ملکا، ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی / نروم جز به همان ره که توام راه نمایی"

به پرسش های زیر پاسخ دهید.

1- کلّ بیت چند جمله دارد ؟ 2- از فعل (گویم ) یک اسم و یک صفت مشتق بنا سازید.

3- پسوند ( ی ) در پاکی چه نوع پسوندی است ؟ 4- واژه ی ( ره ) عام است یا خاص ؟

5- کدام یک از واژه های زیربه وجهی می تواند دردونقش دستوری دیده شود ؟

الف ذکر ( ) ب - خدا ( ) ج همان ره ( ) د راه نما ( )

2- با توجّه به عبارت " خدایا، نه شناخت تو را توان، نه ثنای تو را زبان ، نه دریای جلال و کبریای تو را کران ، پس تو را مدح و ثنا چون توان ؟ " به پرسش های آن پاسخ دهید .

1- در متن مورد نظر یک مصدر مرخّم و یک تشبیه بلیغ اضافی معلوم سازید.

2- کدام زیبایی سخن در این عبارت مشهود ( آشکار ) است ؟

3- واژه ی ( چو ن ) از نظر نوع کلمه چه نوع واژه ای است ؟ 4- یک تشبیه در بیت مورد نظر معلوم سازید.

3- جملات زیر را به زبان ساده و روان معنی نمایید.

1- بساط حق بگستردند. 2- به کرامت تو نازانیم، به عزّ تو عزیزانیم.

4- معنی واژه های زیر را بنویسید.

آبشخور: حاجت: نصرت : اَحزان :

5- با توجّه به ابیات زیر به پرسش های آن پاسخ دهید.

پرسش تشنگی را تو آبی ، جوابی / ریگ های بیابان تو را می شناسند

نام تو رخصت رویش است و طراوت / زین سبب برگ و باران تو را می شنا سند

1- در کدام بیت حسن تعلیل دیده می شود ؟ 2 - منظور شاعر از ( ریگ های بیابان ) چیست ؟

3- در بیت دوم چند اسم دیده می شود؟ 4- نقش دستوری واژه های رویش ، برگ و باران و آب را بنویسید.

6- اوّلین کتاب نثر علمی در عصر سامانی چه نام دارد ؟

7- آثار زیر از چه کسانی است ؟

کشف الا سرار به قول پرستو کارنامه ی بلخ

8- استاد غزل های عاشقانه چه کسی است ؟ کدام شاعر اصطلاحات عرفانی را وارد غزل فارسی نمود ؟

+ نوشته شده توسط غلام رضا نخعي در جمعه دوم دی 1390 و ساعت 16:58 |

1- با توجّه به بیت " ملکا، ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی / نروم جز به همان ره که توام راه نمایی"

به پرسش های زیر پاسخ دهید.

1- کلّ بیت چند جمله دارد ؟ 2- از فعل (گویم ) یک اسم و یک صفت مشتق بنا سازید.

3- پسوند ( ی ) در پاکی چه نوع پسوندی است ؟ 4- واژه ی ( ره ) عام است یا خاص ؟

5- کدام یک از واژه های زیربه وجهی می تواند دردونقش دستوری دیده شود ؟

الف ذکر ( ) ب - خدا ( ) ج همان ره ( ) د راه نما ( )

2- با توجّه به عبارت " خدایا، نه شناخت تو را توان، نه ثنای تو را زبان ، نه دریای جلال و کبریای تو را کران ، پس تو را مدح و ثنا چون توان ؟ " به پرسش های آن پاسخ دهید .

1- در متن مورد نظر یک مصدر مرخّم و یک تشبیه بلیغ اضافی معلوم سازید.

2- کدام زیبایی سخن در این عبارت مشهود ( آشکار ) است ؟

3- واژه ی ( چو ن ) از نظر نوع کلمه چه نوع واژه ای است ؟ 4- یک تشبیه در بیت مورد نظر معلوم سازید.

3- جملات زیر را به زبان ساده و روان معنی نمایید.

1- بساط حق بگستردند. 2- به کرامت تو نازانیم، به عزّ تو عزیزانیم.

4- معنی واژه های زیر را بنویسید.

آبشخور: حاجت: نصرت : اَحزان :

5- با توجّه به ابیات زیر به پرسش های آن پاسخ دهید.

پرسش تشنگی را تو آبی ، جوابی / ریگ های بیابان تو را می شناسند

نام تو رخصت رویش است و طراوت / زین سبب برگ و باران تو را می شنا سند

1- در کدام بیت حسن تعلیل دیده می شود ؟ 2 - منظور شاعر از ( ریگ های بیابان ) چیست ؟

3- در بیت دوم چند اسم دیده می شود؟ 4- نقش دستوری واژه های رویش ، برگ و باران و آب را بنویسید.

6- اوّلین کتاب نثر علمی در عصر سامانی چه نام دارد ؟

7- آثار زیر از چه کسانی است ؟

کشف الا سرار به قول پرستو کارنامه ی بلخ

8- استاد غزل های عاشقانه چه کسی است ؟ کدام شاعر اصطلاحات عرفانی را وارد غزل فارسی نمود ؟

+ نوشته شده توسط غلام رضا نخعي در جمعه دوم دی 1390 و ساعت 16:57 |
 

 

الف بخش لغات ، اصطلاحات ، مفاهیم و نکات دستوری

دانایی ( صفحه ی 30 )

* بدان کوش تا زود دانا شوی / چو دانا شوی زود والا شوی

۱- بدان کوش : تلاش زیادی کن ۲- زود : قید زمان۳- دانا : صفت فاعلی ( بن مضارع + ا ) نقش دستوری آن مسند است. ۴- شوی : فعل اسنادی ۵- چو : وقتی که ، هنگامی که ، حرف پیوند است.۶- والا : ارجمند ، بلند مرتبه ، نقش دستوری آن مسند است.

** معنا و مفهوم : برای دانا شدن تلاش زیادی کن تا ارجمند و بلند مرتبه گردی .

* نه دانا تر آن کس که والاتر است / / که والاتر است آن که داناتر است.

۱- آن کس : نهاد 2- داناتر : مسند ، نه دانا تر آن کس : آن کس داناتر نیست. بیت دارای چهار جمله است.

آرایه ی تکرار دارد. واج آرایی دارد.

** معنا و مفهوم : هرکسی که ارجمند است و مقام بلندی دارد به معنای دانا بودن او نیست ولی هرکسی که دانا باشد، مقام و منزلت او بالا است.

* نبینی ز شاهان که بر تخت گاه / ز دانندگان باز جویند راه ؟

۱- نبینی : نمی بینی ۲- ز : مخفّف از است.۳- شاهان : متمّم ۴- تخت گاه : جایگاه مخصوص که پادشا هان بر آن می نشینند. منظور تخت پادشاهی است. پسوند ( گاه ) پسوند مکان است. ۵ -دانندگان : صفت جانشین اسم به معنی افرادِدانا و نقش دستوری آن متمّم است. ۶- باز جویند راه : راه و روش درست زندگی کردن را می آموزند.

** معنا و مفهوم : مگر نمی بینی پادشاهان ، راه و رسم درست زندگی کردن را از افراد دانا و خردمند می پرسند ؟

* اگر چه بمانند دیر و دراز / به دانا بُوَد شان ؛ همیشه نیاز

۱- اگر چه : حرف پیوند ۲- دیر و دراز : قید ۳- همیشه : قید زمان ۴- شان : ضمیر شخصی پیوسته ، سوم شخص جمع، مضاف علیه نیاز ؛ یعنی ، نیازشان همیشه به دانا است. ۵- دانا : صفت فاعلی و نقش مسندی دارد.

** معنا و مفهوم : پادشاهان در تمام دوره ی حکومت خود به تجربه افراد دانا نیاز مندبودند.

* نگهبان گنجی تو از دشمنان / وُدانش نگهبان تو جاودان

۱- نگهبان گنجی : نگهبان گنج هستی ، پسوند ( ی ) فعل اسنادی است. ۲- دشمنان : متمّم . بیت دارای آرایه ی تکرار و واج آرایی است. مصراع دوم سبک خراسانی داردو واژه ها شکل کهنکی و لهجه ای دارند.

** معنا و مفهوم :تو نگهبان گنج هستی امّا دانش، حافظ و نگهبان توست.

* به دانش شود مرد، پرهیزگار / چنین گفت آن بِخرد هوشیار

۱- دانش : اسم مصدر ، نقش آن متمّم است . ۲- مرد : نهاد ، منظور از مرد، مطلق همه ی انسان ها است.

آن بخرد هوشیار : گروه نهادی 3- پرهیز گار : صفت فاعلی ( بن مضارع + گار ) نقش دستوری آن مسند است.

** معنا و مفهوم : دانش اندوزی سبب پاکدامنی انسان می شود و چه زیبا دانایان گفته اند ! :

* که دانش ز تنگی پناه آورد / چو بیراه گردی به راه آورد.

۱- دانش : اسم مصدر درنقش نهادی است. ۲- تنگی : سختی ، روز های سخت ، تنگ داشتن سخت گرفتن

تنگ شدن نفس : کنایه دارد به معنی به سختی افتادن، بسیار مضطرب و پریشان شدن ۳- پناه آورد : پناه دهنده است. ۴- چو بیراه گردی : اگر دچار لغزش و گناه شوی یا مسیر درست را باز نشناسی. ۵- به راه آورد : کنایه از این راه درست را به تو نشان می دهد.

** معنا و مفهوم : دانش در دوران سختی پناه دهنده ی توست و راه درست و منطقی را به تو نشان می دهد.

******

* علم، بال است مرغ جانت را / بر سپهر او برد روانت را

۱- علم : نهاد ۲- بال : مسند ۳- مرغ جانت را : حرف ( را ) در دستور تاریخی به معنای ( برای ) است. برای مرغ جان تو . بنابراین مرغ : متمّم است جان : مضاف علیه و ضمیر ( ت ) در جانت مضاف علیه است.

نکته : در مصراع اوّل دو تشبیه وجود دارد. ابتدا شاعر روح انسان را به پرنده تشبیه کرده و سپس دانش را هم چون بالِ این پرنده می داند.

بین واژه های بال و مرغ تناسب وجود دارد. ۴- سپهر : آسمان ، متمّم قیدی در مفهوم مکان است. ۵- او ضمیر شخصی جدا ، مرجع ضمیر برای غیر عاقل آمده که همان علم است. ۶- روان : مفعول و ضمیر ( ت ) در روانت نقش مضاف علیه دارد.

** معنا و مفهوم : دانش برای روح تو هم چون بالی است که او را به بالاترین درجه ی معنویّت می رساند.

* دلِ بی علم ، چشم بی نورست / مرد نادان ز مردمی دور است.

۱- دل : نهاد ۲- بی : حرف اضافه به معنی بدون ۳- چشم : مسند ۴- بی نور : صفت برای چشم 5- مرد نادان : گروه نهادی ۶- ز مردمی : از انسانیّت ، از انسان بودن ۷- دور : مسند ۸- است : فعل اسنادی

نکته طلایی : بین واژه های دور و نور جناس ناقص اختلافی دیده می شود. بین واژه های چشم و نور تناسب دیده می شود. مصراع اوّل تشبیه مرکّب دارد. دل به چشم و بی علم با بی نور همانند شده است.ولی دراصل یک تشبیه است. ** معنا و مفهوم : دلی که از دانش به دور باشد، همچون چشمی است که نور ندارد، فرد نادان از انسانیّت به دور است.

* نیست آب حیات جز دانش / نیست باب نجات جز دانش

۱- نیست : به معنی وجود ندارد، فعل ناگذر است. ۲- آب حیات : زندگی جاودانه ۳- جز : حرف اضافه و دانش متمّم است. ۴- با ب نجات : راه نجات، راه رستگاری

** معنا و مفهوم : دانش مایه ی زندگی جاودانه و راه رستگاری و سعادتمندی است .

* دل شود گر به علم ، بیننده / راه جوید به آفریننده

۱- گر : حرف پیوند در مفهوم شرط ۲- بیننده : صفت فاعلی ( بن مضارع + نده ) در نقش مسند است. ۴- دل : نهاد۵- شود : در معنای بشود ، مضارع التزامی است، زیرا جمله مفهوم شرط دارد.۶- راه : مفعول ۷- جوید : می جوید ، مضارع اخباری ۸- آفرییننده : متمّم

** معنا و مفهوم : دل اگر به کمک علم بینا شود، راه رسیدن به خدا را می یابد.

* آن چه در علم بیش می یابد / دانش ذات خویش می باید.

۱- می باید : از مصدر بایستن و مصدر ناقص است. ۲- دانش ذات خویش : به معنی خویشتن شناسی است و یک ترکیب اضافی است.

نکته : این بیت با حدیث " مَن عَرَفَ نَفسَه فَقَد عَرَف ربَّه " تناسب معنایی دارد. هرکسی که خود را بشناسد،به درستی که خدایش را خواهد شناخت.

** معنا و مفهوم : آن چه که در آداب دانش اندوزی لازم است ، این است که اوّل باید خود را بشناسی.

ب- بخش دانش های ادبی

* بو شکور بلخی : شاعر خرد مند و آگاه قرن چهارم هجری قمری. کودکی این شاعر با ایّام سال -خوردگی رودکی سمرقندی و دوران کهولت ( پیری ) وی با جوانی فردوسی توسی مصادف بوده است.

از نظر فکر و زبان و جلوه های شعری هم، بو شکور حدّ واسط رودکی و فردوسی به شمار می رود. وی مثنوی سر -شار از اندرز و حکمتِ آفرین نامه را به نظم در آورد.

نکته طلایی : محور فکری شاعران عصر سامانی بر پایه ی خرد و دانش است. سادگی لفظ و آسانی معنی شیوه ی بیان شاعران این دوره است. موضوعات شعری ، گذشته از وصف طبیعت ، بیش تر ستایش ، پند و اندرز بوده است.

******

* اوحدی مراغه ای : شاعر عارف قرن هشتم که به سبب ولادت در مراغه، به مراغه ای و به سبب سکونت در اصفهان به اصفهانی مشهور است. اوحدی قسمت آخر عمر خود را در آذر با یجان به سر برده و در آن جا مثنوی " جام جم " را سروده است. وی دیوانی شامل قصاید،غز لیّات و رباعیّات دارد.

پ بخش دستور زبان فارسی

بی : ( بی ) گاهی پیشوند صفت ساز است و اسم بعد از خود را تبدیل به صفت می کند. مانند : بی هنر ، بی ادب ، بی معرفت و ... انسانِ بی هنر فردِ بی عقل

بی : ( بی ) اگر به معنی (بدون )باشد، حرف اضافه است و کلمه ی بعد از خود را متمّم می کند.

مثال ۱ : او بی کتاب وارد کلاس شد. مثال ۲: او بی شال و کلاه به مدرسه می رود.

 

+ نوشته شده توسط غلام رضا نخعي در جمعه دوم دی 1390 و ساعت 16:26 |
 

قسمت اوّل

اسم چیست ؟ کلمه ای است که برای نامیدن کسی یا چیزی یا حیوانی دلالت کند. اسم نه زمان دارد و نه شخص

مثال : فرهاد ، اسب ، رایانه و ...

نکته ی طلایی1 : بعضی از اسم ها بر حالت های درونی دلالت دارند. مثال : محبّت ، مهر ، انسانیّت ، مردانگی و ...

نکته ی طلایی2 : بعضی از اسم ها بین اسم انسان و حیوان و عناصر طبیعت و هم چنین گل ها مشترک هستند.

مثال : شقایق ، نسترن ، نیلوفر ، آهو ، پروانه ، ژاله ، شبنم ، ستاره

نکته ی طلایی 3 : مصدر ها ، اسم مصدر ها و حاصل مصدر ها جزءِ اسم ها به شمار می روند.

مثال : رفتار ، ورزش ، دوخت و دوز ، خوبی ، خود خواهی و ...

توجّه : اسم از چند نظر مورد بررسی قرار می گیرد.

1- مفرد و جمع و اسم جمع 2- عام و خاص 3- معرفه و نکره 4- مفاهیم انتزاعی و مفاهیم عام 5- ساختار اسم ها

* اسم مفرد : اسم مفرد هیچ علامتی ندارد. مثال : کتاب ، پدر ، معلّم ، زندگی و ...

* جمع : بربیش از دو یا چند اسم دلالت می کند.

نکته ی طلایی 4 : نشانه های جمع بر دو قسمت تقسیم می شود :

الف نشانه های جمع فارسی ( ها ان ) مثال : کتاب ها ، مادران ، استادان

ب نشانه های جمع عربی

ب /1 : جمع مذکّر سالم : ( ون ، ین ) انقلابیون ، مدرّسین )

ب /2 : جمع مونّث سالم : ( ات ) اکتشافات ، اختراعات )

ب /3 : جمع مکسّر : این جمع قانون مند نیست و سماعی است. مکاتیب ، حِرَف ، ادویه ، اطعمه ، امتعه و ..

نکته ی طلایی 5 : واژه های فارسی را نباید با نشانه جمع عربی جمع بست. واژه های گزارشات ، پیشنهادات ، سفارشات ، بازرسین ، داوطلبین و ... نادرست هستند.

نکته ی طلایی 6 : کلمات فارسی را نباید در قالب جمع مکسّرعربی برد. بنابر این واژه هایی مانند: بنادر ، میادین ، دراویش ، اساتید و ... نادرست هستند.

نکته ی طلایی 7 : جمع مکسّر عربی دوباره قابل جمع بستن نیست. واژه هایی مانند : اَسنادها ، علوم ها ، مدارکات ، وسایل ها ... نادرست هستند.

نکته ی طلایی 8 : واژه هایی مانند : شیر آلات ، ابزار آلات ، سبریجات ، ترشیجات و ... بر مفهوم مجموعه دلالت دارندودر مفهوم جمع نیستند.

* اسم جمع : اسمی است که خود نشانه ی جمع نداردولی در معنا جمع است. مانند : سپاه ، لشکر ، قوم ، گروه ، ملّت و ...

نکته ی طلایی 9 : اسم جمع را می توان دوباره جمع بست. ملّت ها ، مردمان ، قوم ها

نکته ی طلایی 10 : گاهی پسوند نشانه ی جمع ( ها ) بر مفهوم بیان نوع و تقریب است.

مثال : سعدی ها ، مولوی ها ، حافظ ها ، طرف های غروب ، دمدمه های صیح

نکته ی طلایی 11 : هر پسوند ( ان ) نشانه ی جمع نیست بنابراین پسوند ( ان ) انواعی دارد.

۱- ( ان ) زمان : صبحگاهان ، شامگاهان ، سحرگاهان

2 - ( ان ) مکان : دیلمان ، گیلان ، سپاهان

3- ( ان ) فاعلی : خندان ، نازان ، گریان ، شتابان

4- ( ان ) نسبت : بابکان ، اشکان ، کاویان

5- ( ان ) مصدری : حنا بندان ، یخ بندان ، شیرینی خوران 6 - ( ان ) شباهت : ماهان ، کوهان

نکته ی طلایی 12 : اگر واژه ای در آخر به واو ( و ) کشیده ختم شود ،به هنگام جمع بستن با نشانه ی جمع ( ان ) بین واژه و نشانه ی جمع ( ی ) میانجی می آ ید. دانشجو + ی + ان : دانشجویان هنر جو + ی + ان : هنر جویان

نکته ی طلایی 13 : هرگاه واژه ای در آخر به ( ه ) غیر ملفوظ ختم شود، به هنگام جمع بستن با نشانه ی جمع ( ان ) پسوند ( ه ) حذف می شود و تبدیل به پسوند ( گ ) می گردد. تشنه + ان : تشنگان خسته + ان : خستگان

نکته ی طلایی 14 : واژه هایی مانند : ابرو ، گیسو ، جادو ، زانو ، بانو و ... به هنگام جمع بستن با پسوند ( ان ) نیازی به ( ی ) میانجی ندارند بلکه فقط در تلفّظ یک( و ) افزایش می یابند.

* اسم عام : اسمی است که بر یک مفهوم کلّی دلالت دارد و می توان برای آن نمونه های مختلف آورد. واژه هایی مانند : کتاب ، میز ، درخت ، استان ، شهر ، کشور ، رود ، کوه ، دشت و ... عام هستند.

نکته ی طلایی 15 : اسم عام سه شرط را می پذیرد: 1- قابل جمع بستن است. کتاب ها 2- پسوند نکره ( ی ) می پذیرد: کتابی 3- قبل از اسم عام می تواند این ، آن ، همین و همان بیاید. این کتاب ، همین معلّم

* اسم خاص : اسمی است که منحصر به مفرد است و نمی توان برای آن نمونه های مختلف آورد.

مثال : رشت ، گیلان ، البرز ، سپید رود ، بندر انزلی ، رخش و ...

نکته ی طلایی 16 : اسم خاص قابل جمع بستن نیست و قبل از اسم خاص این و آن و همین و همان نمی آید.

حافظ ها این سپید رود

نکته ی طلایی 17 : اسم همه ی انسان ها ، اسم کوه ها ، اسم دریا ها ، اسم رود ها ، رودخانه ها ، اسم کتاب های مقدّس ، اسم شهر ها ، کشور ها ، اسم استان ها و ... اسم خاص هستند. فومن ، ایران ، دجله ، سهند ، تورات

نکته ی طلایی 18 : اسم بعضی از گل ها ، حیوانات و عناصر طبیعت بین اسم عام و خاص مشترک هستند ، بستگی به کاربرد آن ها در جمله دارد. اگر در نام واقعی خود باشند ، عام هستند در صورتی که نام انسان باشند خاص هستند. ستاره می درخشد. ( ستاره : عام ) ستاره دختر شایسته ای است. ( ستاره : خاص )

نکته ی طلایی 19 : اسامی حیواناتی که جنبه ی مذهبی ، تاریخی و اساطیری دارند ، خاص هستند.

مثال : رخش ، مرغ هما ، ذوالجناح ، دُلدُل ، ققنوس و ...

نکته ی طلایی 20 : تمامی اسم خاص ها شناس ( معرفه ) هستند. اسم شناس اسمی است که در نزد شنونده مشخّص و معلوم باشد. توجّه : این بحث ادامه دارد.

 

+ نوشته شده توسط غلام رضا نخعي در جمعه دوم دی 1390 و ساعت 16:23 |
 

چرا املا می نویسیم ؟

راستی تاکنون فکر کرده اید چرا املا می نویسیم ؟ اگر چه ما در سال های گذشته هدف و فایده ی درس املا را به خوبی نمی دانستیم امّا از تبدیل کردن گفتار به نوشتار لذّت می بردیم. معلّم کلمات را با صدایی رسا بر اساس فارسی معیار جمله جمله ادا می کرد و ما سعی می کردیم تلفّظ صحیح کلمات را به پیروی از او بیاموزیم.

هرگاه معلّم، املا می گفت هم گوش می کردیم ، هم در باره ی جمله ها می اندیشیدیم و هم به معنی کلمات توجّه می کردیم. قبل از دادن ورقه نوشته ی خود را آهسته می خواندیم و آن را در صورت نیاز اصلاح می کردیم. بنا براین اگر موفّق شدیم که مهارت های گوش کردن ، نوشتن و خواندن را در کنار هم کسب کنیم، به کمک املای تقریری بوده است.

منظور از املای تقریری چیست ؟ تقریر به معنی بیان کردن است و املای تقریری آن است که معلّم متن املا را به تدریج قرائت کند و ما آن را بنویسیم .پس به کمک املای تقریری :

۱- مهارت گوش کردن را کسب می کنیم.

۲- با تلفّظ صحیح کلمات و جملات آشنا می شویم.

۳- دقّت و حافظه ی خود را تقویت می کنیم.

۴- شنیده ها را بهتر درک می کنیم.

۵- گفتار را به نوشتار تبدیل می کنیم.

۶- شنیده ها را درست، زیبا و خوانا می نویسیم.

* گروه کلمه چیست ؟

به گروه کلمات زیر توجّه کنید.

نقضِ عهد، سخن نغز ، بذل و بخشش ، بخشش و خسّت ، چکش و میخ ، ورزش و فوتبال

نقضِ عهد ( ترکیب اضافی یا مضاف و مضاف الیه ) سخنِ نغز ( ترکیب وصفی یا موصوف و صفت )

بذل و بخشش ( مترادف ) بخشش و خسّت ( مخالف یا متّضاد ) چکش و میخ ( تناسب یا شبکه ی معنایی ) ورزش و فوتبال ( تضمّن )

این ترکیب ها کلمه نیستند؛ زیرا هر کدام از دو یا بیش از دو کلمه تشکیل شده است. این ترکیب ها جمله هم نیستند؛ زیرا استقلال فعلی ندارند. به چنین ترکیب هایی که نه کلمه اند و نه جمله ، گروه کلمه گفته می شود.

گروه کلمه به انواع زیر تقسیم می شود:

۱- مضاف و مضاف الیه ( ترکیب اضافی )

۲- موصوف و صفت ( ترکیب وصفی )

۳- واژه های مترادف ( ترادف )

۴- واژه های مخالف ( متّضاد )

۵- واژه های تناسب ( شبکه ی معنایی )

۶- تضمّن

نکته ی طلایی : گروه کلمه ها برای املای تقریری جنبه ی تکمیلی و ترمیمی دارد.

* واژه های تناسب چیست ؟ واژه های هستند که با هم رابطه ی مکانی ، زمانی ، نوع ، جنس داشته باشند.

مثال۱ : نخ ، دوختن ، سوزن ، لباس مثال ۲ : برگ ، پاییز ، زردی ، فصل

مثال ۳ : قلم ، نوشتن ، دفتر ، کاغذ مثال ۴ : ستاره ، آسمان ، خورشید ، نور

* تضمّن چیست ؟ هرگاه یک مفهوم کل از یک واژه را در نظر بگیریم، سپس جزئی را از آن مفهوم کلّی جدا سازیم ، به آن تضمّن گویند.

هنرو نقّاشی وا لدین ، پدر نقشه ، ایران فوتبال ، ورزش

* چه کلمه هایی اهمّیّت املایی دارند ؟

واژه ها یی اهمّیّت املایی دارند که:

اوّلا ًعربی رایج در فارسی اند. مانند : استقلال ، استعمال ، تعامل ، تامّل ، استضعاف ، استثمار و .

ثانیاً واژه هایی که در خود یک یا چند حرف از حروف شش گانه را دارند. حروف شش گانه حروفی هستند که دارای صدای مشترک ولی شکل املایی متفاوت دارند.

حروف شش گانه عبارتند از :

۱- همزه ( ء ) و ع مانند : رای ، رعد ملجا ، منبع

۲- ( ت ، ط ) تاجر ، طالب تابع ، طالع

۳- ( ح ، ه ) حامد ، هاجر حامل ، هاشم

۴- ( ذ ، ز ، ض ، ظ ) ذاکر ، زاهد ، ضامن ، ظالم

۵- ( س ، ث ، ص ) سالم ، صادق ، ثابت

۶- ( غ ، ق ) مغرور ، مقدور ، مغلوب ، مقصود

* نکته ی طلایی : برای تشخیص این واژه ها از راه ریشه یابی واژه( هم خانواده )و هم چنین از هم نشینی این واژه ها در کنار واژه ی دیگر( گروه کلمه ) می توان به شکل درست آن ها پی برد.

* بخش های مختلف املا

املا در دو بخش تنظیم می شود :

۱- متن املایی به صورت تقریری، این بخش از املا 10 نمره دارد.

۲- فعّالیّت هایی که هدف آن تقویت املا و قوانین درست نویسی آن است که ما به عنوان باید ها و نباید های املایی آن را آموزش می دهیم. این بخش از املا 10 نمره دارد.

* باید ها و نباید های املایی

۱- هنگام نوشتن املا ، به انتخاب قلم و کاغذ مناسب ، فاصله ی چشم با کاغذ ، درست نوشتن و شیوه ی صحیح قلم به دست گرفتن ، توجّه شود.

چند نکته ی طلایی :

الف - استفاده از مداد ، قلم های رنگی مانند رنگ قرمز ، صورتی ، بنفش و ... برای نوشتن املا مناسب نیست.

ب - شایسته است برای نوشتن املا از رنگ مشکی یا آبی استفاده گردد.

پ از کاغذ های نامرغوب خصوصاً کاغذکاهی برای نوشتن املا پرهیز کنید.

ت - اگر چشمان تان ضعیف است به پزشک مراجعه کنید، تا متن املای خود را به خوبی ببینید.

ث در صورتی که ضعف شنوایی دارید ، برای بهتر شنیدن سخن معلّم به پزشک مراجعه نمایید.

ج روش در دست گرفتن قلم باید درست باشد ، اگر در نوشتن خوش خط نیستید ، حتماٌ واژه ها را خوا نا بنویسید.

* نوع خط در املا چگونه باید باشد ؟

خط هایی که در نوشتن کاربرد دارند عبارتند از :

الف- خط ّ شبه نسخ : این نوع خط مخصوص پایه ی اوّل و دوم دبستان است و کا ربرد آموزشی دارد. در این نوع خط حروف بسیار برجسته است و قلم بری نوشتن چندین بار از روی کاغذ بر داشته می شود.

ب- خطّ نسخ : از این نوع خط برای چاپ کتاب و مطبوعات استفاده می کنند. این نوع خط فقط عمل خواندن را آسان می کند.

نکته ی طلایی : خطّ شبه نسخ و خطّ نسخ برای نوشتن خصوصاٌ درس املا مناسب نیست.

پ- خط تحریری : حروف این نوع خط برجسته نیست و ظرافت و زیبایی خاصّی دارد. در نوع خط حروف به ویژه ( س و ش ) قدری کشیده نوشته می شوند. این نوع خط به سبب سرعتی که در نوشتن به متن می بخشد برای دست نوشته های ما مناسب است.

نکته طلایی : بعضی از دانش آموزان آن قدر حروف را می کَشند تا آن را از شکل واقعی آن خارج سازند به طوری که خواندن را دچار مشکل می کنند، به این نوع خط ، تحریری شکسته گویند که در املا توصیه نمی شود.

۲- برای صحیح نوشتن واژه هایی که پر نقطه هستند ، باید بیش تر توجّه شود.

تپش ، پوشش ، بخشش ، پیچ پیچان

۳- کم یا زیاد گذاشتن نقطه در املا باعث غلط املایی می شود. پرورش ( برورش )

۴- اگر تعدا د نقطه ها درست باشد امّا آن ها را در سر جای خود قرار ندهیم ، غلط محسوب می شود. بنی آدم اعضای یک پیکرند (نبی آدم اعضای یک پیکرند. )

۵- حروف ( ص و ض ) همیشه باید یک دندانه داشته باشد.

۶- گذاشتن یا نگذاشتن تشدید و یا جابه جا گذاشتن آن باعث غلط املایی می شود.

اتّفاق ( اتفّاق )

۷- واژه هایی مانند ( بررسی ، عادی ، ساده ، تقویت ، تسلیت ، تهنیت ، تربیت) به هیچ وجه تشدید پذیر نیستند.

+ نوشته شده توسط غلام رضا نخعي در جمعه دوم دی 1390 و ساعت 16:19 |
 

نگارش علمی ، نگارش ادبی

نگارش علمی : در نگارش علمی هر لفظی در معنای روشن و حقیقی خود است. نوشته هایی که نگارش علمی دارند ، صریح ( = واضح ) دقیق ، گویا و بی ابهام است. در نگارش علمی آرایه ها و زیبایی های ادبی دیده نمی شود.

نگارش ادبی : پیام نوشته به طور غیر مستقیم است ، واژه ها در معنای واقعی خود قرار ندارند. در این نوشته ها از آرایه های ادبی بهره برده می شود. در نوشته های ادبی نویسنده از آرایه ها ی ادبی برای توصیف و بیا ن عواطف و احساسات درونی بهره می گیرد.

مثال : خورشید می تابد. ( زبان علمی )

مثال :سیمرغ آسمان بال نور گستر خود را می پراکند. ( زبان ادبی )

نکته طلایی : در زبان علمی " سرو "نام درختی است، " لعل "جواهری قرمز رنگ است و "سنبل "نام گلی است؛ حال آن که در زبان ادبی " سرو" بر قا مت راست و کشیده ، " لعل " بر لب و "سنبل " بر موی تابدار دلالت دارد.

* تلمیح : شاعر یا نویسنده ، گاهی برای زیبا تر ساختن سخن و تاثیر گذاری بیش ترِ آن ، به اشاره و غیر مستقیم از آیات ، روایات ، احادیث ، داستان ها و رویداد های مهمّ تاریخی و ... استفاده می کند. به این زیبایی سخن تلمیح گویند.

* کلمات قصار ( ضرب المثل ) جملات کوتاه و پر معنی را کلمات قصار گویند. کلمات قصار ، فشرده و خلاصه ی افکار و اندیشه های بلند هستند. ضرب المثل ها ، کوتاه و بسیار تاثیر گذارندو به راحتی در ذهن ماندگار می شوند. مثال : گر صبر کنی ، ز غوره حلوا سازی. مثال : یک دست صدا ندارد. مثال : هرکه بامش بیش ، برفش بیش تر.

* تشبیه : ادّعای همانندی بین دو یا چند چیز را گویند که به علّت شباهت مشترکی دارند.

کتاب همچون غنچه ای پر از برگ است. فروغ صبح دانایی کتاب است.

* علایم نگارشی

علایم نگارشی چیست ؟ به مجموعه ی نشانه های نگارشی گفته می شود که ما را در درست خواندن و درست نویسی یاری می دهد.

1- نقطه 1- در پایان جملات خبری می آید. 2- پس از هر حرفی که به صورت نشانه ی اختصار به کار رفته باشد.

مثال: ادب سرمایه ی زندگی است. مثال : ابن سینا متو لّدد سال 428 ه.ش.

2- ویرگول 1- به جای مکث کوتاه 2- بین چند کلمه که اسناد واحدی دارد. 3- دو طرف واژه ی نقش دستوری بدل می آید. 4- بعد از منادا می آید. 5-میان عبارت ها یا جمله های غیر مستقل

مثال : اگر درس بخوانی ، موفّق می شوی. خدایا، کمکم کن. مثال : من شهر باران ، رشت ، را دوست دارم.

مثال : او درس خوان، باهوش ، مودّب و عاقل است. مثال : او با تلاش بسیار، راه پیروزی را پیدا کرد.

3- دو نقطه 1- قبل از نقل قول می آید. 2- هنگام بر شمردن اجزای یک جیز می آید. 3- برای معنای یک واژه

مثال : صاحب نظران آموزشی می گویند : شرط درست نوشتن ، درست فهمیدن است.

مثال نغز : نیکو مثال : آثار سعدی عبارت اند : گلستان ، بوستان و کلّیات.

4- گیومه1- سخنی که به طور مستقیم از جایی یا کسی گرفته می شود. 2- برای نشان دادن اسامی، عناوین و اصطلاحات علمی مثال : حضرت علی ( ع ) فرمودند : " بزرگ ترین سرمایه ، فرزند صالح است. "
مثال :
" مونولوگ " یک گفتار درونی است.

5- نقطه ویرگول 1- برای جدا کردن جمله هایی که از جهت ساختمان و مفهوم مستقل به نظر می رسند ولی دریک عبارت طولانی، با یک دیگر وابستگی معنایی دارند. 2- قبل از واژه های مثلاً ، فرضاّ ، یعنی

مثال : دانش آموز باید درس بخواند؛ منظّم باشد و به سخنان معلّم گوش فرا دهد.

مثال : هنگام نگارش باید خوب دید؛ یعنی دقّت داشت و هوشیار بود.

6- خطّ فاصله

1- در مکالمه ی بین اشخاص داستان ها یا نمایش نامه ها یا ذکر مکالمات تلفنی، در ابتدای جمله و از سر سطر به جای نام گوینده می آید.

2- به معنی " تا " است.

3- دو طرف جمله ی معترضه می آید.

4- هرگاه کلمه ای در آخر سطر نگنجد، با قرار دادن یک خطّ فاصله بقیّه ی آن را در سطر بعد می نویسم.

مثال : قطار رشت تهران حرکت کرد. مثال : سعدی که خدایش بیامرزد - در قرن هفتم می زیست.

7- سه نقطه 1- برای نشان دادن جملات و کلمات محذوف

مثال : عشق ؛ یعنی زندگی ، محبّت ، کار و ... .

8- علا مت سوال 1- در پایان جملات پرسشی می آید. مثال : آیا تا کنون معنی تلاش را فهمیده اید؟

2- برای نشان دادن مفهوم تردید و استهزا ( = مسخره کردن ) می آید.

مثال : او نابغه ( ؟ ) است.

9- علامت تعجّب 1- در پایان جملات عاطفی می آید. عجب زمستانی بود! عجب هوایی !

2- بعد از اصوات می آید. مثال : هان ! آهای ! دریغا!

* نکات نگارشی

1- واژه های فارسی را با نشانه های جمع عربی جمع نمی بندد. واژه ها ی گزارشات ، پیشنهادات ، سفارشات ،

نگارشات ، بازرسین ، نگارشات و ... نادرست هستند.

2- جمع مکسّر عربی دو باره قا بل جمع بستن نیست. مدارک ها ، وسایل ها ، اجناس ها و ...

3- واژه هایی چون شاعره ، مدیره ، محترمه و این جانبه برای زن نا مناسب است.

خانم پروین اعتصامی شاعره ی برجسته ی ایران است. نادرست

4- واژه های فارسی تنوین پذیر نیستند. واژه هایی مانند : گاهاً ، دوماً ، سوماً ، خواهشاً ، ناچاراً ، زباناً و ... نادرست هستند. او گاهاً فوتبال بازی می کند. نادرست به جای واژه ی " گاهاً "بهتر است از واژه ی "گاهی " استفاده شود

5- ( یّت ) در آخر واژه های فارسی نمی آید. واژه هایی مانند : رهبریّت ، خوبیّت ، خودیّت ، بدیّت و ... نادرست هستند. 6- هیچ دو کلمه ی پرسشی برای یک جمله ی پرسشی نمی آید.

آیا چگونه درس می خوانی ؟ آیا کجا برای اقامت مناسب تر است ؟ آیا چه اتّفاقی برایت افتاده است ؟

+ نوشته شده توسط غلام رضا نخعي در جمعه دوم دی 1390 و ساعت 16:16 |